تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
استقلالى نگريسته و تحت نظر قرار بدهد از اين روى نسبتهايى را كه به عنوان « رابطه » ميان دو مفهوم يافته بود با نظر استقلالى نگريسته و در مورد هر نسبت يك يا
شرح
است از كجا عارض ذهن شده است . اين مطلب كه عليت و معلوليت قابل احساس نيست از زمانهاى بسيار قديم مورد توجه اهل نظر بوده است . ابن سينا در فصل اول از مقالهء اولى از الهيات شفا در مقام بيان اينكه موضوع فلسفهء اولى چيست و آيا مىتوان گفت كه موضوع فلسفهء اولى « علت علىالاطلاق » است و فلسفهء اولى از احوال و عوارض آن بحث مىكند ، مىگويد : « موضوع هر علم و هر فنى بايد مفروض و مسلّم گرفته شود و ما اگر بخواهيم علت به طور مطلق را موضوع اين فن قرار دهيم بايد او را مفروض و مسلّم بگيريم و حال آنكه اين فرض و تسليم وقتى براى ما حاصل مىشود كه اقرار و اعتراف داشته باشيم كه هيچ حادثه‌اى بدون سبب و علت پديد نمىآيد و اين مسأله از مسائلى است كه در اين فلسفه بايد تكليفش روشن شود و اگر كسى گمان كند كه رابطهء عليت و معلوليت را از راه حس مىتوان كشف كرد خطاست زيرا حس جز مقارنه و تصاحب دو امر چيزى را به ما نمىفهماند . » از دانشمندان جديد هم عده اى كه در تعيين حدود حس دقت كرده‌اند به اين حقيقت اعتراف كرده‌اند . اين گروه عده‌اى ديگر از همان حسيون‌اند . اين گروه چون از طرفى دريافته‌اند كه احساس قادر نيست عليت و معلوليت اشياء را دريابد و از طرف ديگر روى فرمول مخصوص خود چيزى را واقعى مىدانند كه بتوان آن را از راه حس و تجربه توجيه كرد ، واقعيت عليت و معلوليت را مورد ترديد قرار داده‌اند . هيوم دانشمند حسى معروف انگليسى سر دستهء اين جماعت است . هيوم به نقل مرحوم فروغى مىگويد : « چون در مقام تحقيق فلسفى برمىآييم مىبينيم اعتقاد به رابطهء علت و معلول ضرورى نيست ، به اين معنى كه چون مىبينيم سنگ متحركى به سنگ ساكنى برخورد و سنگ ساكن به حركت آمد برخورد سنگ متحرك را علت حركت سنگ ساكن مىخوانيم و لكن اين عقيده از روى تجربه براى ما آمده است و پيش از آنكه اين تجربه حاصل شود عقل حكم به وجوب اين امر يعنى حدوث اين معلول از آن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 302 | مرتضى مطهرى