تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مىفهميم ؛ يعنى شنيدن من به خودى خود شنيدن من است نه اينكه در آغاز پيدايش ، يك پديدهء مجهول بوده و پس از آن با عكسبردارى و صورت گيرى فهميده مىشود كه شنيدن من است . پس واقعيت خارجى اين رشته كارها و ادراك آنها يكى است يعنى با علم حضورى معلوم مىباشد . و همچنين « 1 » قوا و ابزارهايى كه به وسيلهء آنها اين كارهاى معلوم بالذات را انجام
شرح
معمول است آگاهى ندارند خيال مىكنند كه تنها روش و يگانه اسلوب صحيح مطالعهء موجودات همان روش تجربى است و تنها نظريه‌اى قابل قبول است كه بتوان آن را با آزمايش و تجربه تأييد كرد و آنچه را از اين قبيل نيست جزء فرضيات خيالبافانه بايد شمرده شود ؛ و چون نظريهء فوق گواهى از تجربه ندارد و در آزمايشگاهها و لابراتوارها تأييد نشده است و عملا در خارج نمىتوان آن را نشان داد پس قابل قبول نيست . ما فعلًا نمىتوانيم وارد بيان روشها و اسلوبهاى گوناگون كه در علوم مختلف معمول است بشويم . همين قدر در مقام پاسخ به اين شبههء كودكانه مىگوييم به اتفاق دانشمندان ، ما براى تشخيص امور ذهنى و اعمال نفسانى و كيفيت و نحوهء وجود آنها هيچ راهى بهتر از مراجعهء مستقيم به ضمير خود و « درون بينى » نداريم و اين نحوه مطالعه اگر با تجهيزات منطقى و فلسفى كامل شخص مطالعه كننده توأم باشد به نتايج قطعى و يقينى مىرساند . روان‌شناسى جديد در ميان روشهاى گوناگونى كه به كار مىبرد اين روش را كه به عنوان « روش داخلى » يا « روش ذهنى » يا « درون بينى » يا « دانستن بلاواسطه » خوانده مىشود به عنوان اصلىترين روشها مىشناسد . فليسين شاله در متدولوژى فصل روانشناسى مىگويد : « حوادث مادى چون در « مكان » جاى دارد به وسيلهء حواس شناخته مىشود و مردم بسيارى مىتوانند آنها را دريابند ، مثلًا خورشيد را همه مىبينند و گرمى آن را همه حس مىكنند ؛ اما حوادث نفسانى چون در « مكان » واقع نيست به واسطهء حواس هم شناخته نمىشود ، فقط آنچه آنها را در مىيابد همان وجدان است ، چنان كه از غوغايى كه در اندرون من خسته دل رخ مىدهد و حكمى كه مىكنم و تصميمى كه مىگيرم تنها خود من وجدان و آگاهى دارم و اين حوادث روحى را مستقيما فقط وجدان خود شخص مىتواند دريابد . »
( 1 ) تا اينجا سه نوع علم حضورى بيان شد :
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 280 | مرتضى مطهرى