تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
كه دانشمندان با كاوشهاى علمى به دست مىآورند علم حصولى 1 است و از اين روى كاملًا احتمال مىدهيم كه همهء كارهاى بدنى در موجود زنده ، كارهاى علمى و ارادى بوده باشند حتى كارهاى طبيعى و مزاجى نيز در اين صف قرار گيرند چنان كه اتفاقات زيادى به صحت اين نظر شهادت مىدهند اگر چه فعلًا برهانى براى اثبات اين نظر در دست نداريم . به هر حال بايد گفت ما با علم حضورى به خودمان و قوا و اعضاى درّاكهء خودمان و افعال ارادى خودمان علم داريم و در پيش ( مقالهء 4 ) گفته شد كه محسوسات با واقعيت خود در حواس موجودند و اين نيز يك نحو علم حضورى بود 1
شرح
( 1 ) . پاسخ شبههء بالا از آنچه كه سابقاً در مقام فرق ميان علم حضورى و علم حصولى گفته شد معلوم مىشود . از آنچه در سابق گفته شد معلوم شد كه علم حصولى مربوط به يك دستگاه مخصوص از دستگاههاى نفسانى به نام « دستگاه ذهن » است و معلوم شد كه فقط يك قوهء خاص است كه علم حصولى توليد مىكند و اما علم حضورى به يك دستگاه خاص اختصاص ندارد و در علم حضورى قوهء خاصى دخالت نمىكند بلكه نفس با واقعيت خود واقعيت معلوم را مىيابد ، و نيز معلوم شد كه فلسفه و علوم محصول يك سلسله اعمال مخصوص مربوط به دستگاه ذهن از قبيل تصور و تصديق و توجه و دقت و تفكر است و مربوط به علمهاى حصولى است و با علمهاى حضورى كه ربطى به عالم فكر و استدلال ندارد كار ندارد . عليهذا كاوشهاى علمى و فلسفى دانشمندان براى به دست آوردن علم حصولى است نه علم حضورى . كاوشهاى دانشمندان يا براى اقناع غريزهء حقيقت جويى است و يا براى رفع احتياجات مادى و استفادهء عملى و صنعتى . اما غريزهء حقيقت جويى وابسته به دستگاه ذهن است و فعاليتهاى ذهنى را ايجاب مىكند . استفاده‌هاى عملى و صنعتى نيز فرع توجه و دقت و ساير اعمال ذهنيه است و على اىّ حال معلوم بودن چيزى به علم حضورى ، بى نياز كننده از كاوشهاى مخصوص علمى و فلسفى دانشمندان نيست . ( 2 ) . اين ، قسم چهارم از چهار قسم كلى علم حضورى است و سه قسم ديگر آن ( ادراك خود ، ادراك آثار و افعال خود ، ادراك قوا و ابزارهايى كه [ نفس ] اين آثار را به وسيلهء آنها انجام مىدهد ) سابقاً گفته شد . اين قسم عبارت است از يك سلسله خواص مادى از واقعيتهاى مادى خارج كه از راه حواس و اتصال با قواى حساسه ، با نفس اتصال پيدا مىكند ، از قبيل اثر مادى كه