تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

خرده گيرى

اين است خلاصهء نظر دانشمندان مادى تحولى ، و اين نظر گذشته از دو اشكال اساسى كه در مقالهء گذشته وارد كرديم ( 1 . اشكال لزوم ايده آليسم 2 . اشكال عدم انطباق خواص ماده به مورد ادراك ) اشكال سومى نيز دارد و آن اين است كه
شرح
حركت تكاملى دارند ( اصل تغيير ) و اين اشياء متغير متحول همه با يكديگر مرتبط و در يكديگر مؤثرند ( اصل تأثير متقابل ) . اشياء را به دو نحو مىتوان مطالعه كرد : يكى در حال سكون و جدا جدا و ديگر در حال تغيير و ارتباط ، پس مفاهيمى كه از اشياء خارجى در ذهن ما نقش مىبندد به دو نحو ممكن است صورت بگيرد . صحيح‌ترين طرز تفكر كه همان طرز تفكر ديالكتيكى است اين است كه هر شيئى را در حال « حركت تكاملى » ( نه در حال سكون و جمود ) و در حال « ارتباط » با ساير اجزاء طبيعت ( نه مستقل و جدا ) مطالعه كند . و از طرفى معلوم است هر مفهومى هنگامى حقيقت است كه با واقعيت خارجى « نظير » باشد و چون واقعيتهاى خارجى در حال تكامل و همه با هم مرتبط و در يكديگر مؤثرند مفاهيم ذهنى ما نيز اگر بخواهند حقيقت باشند بايد متحرك و متغير و در يكديگر مؤثر باشند و الّا حقيقت نبوده خطا و غلط خواهند بود . منطق قديم ، جامد ( استاتيك )staticبود اما منطق ديالكتيك ، متحرك ( ديناميك )dynamicاست و عيب اساسى منطق قديم كه پايهء متا فيزيك است دو چيز بود : يكى اينكه اشياء را در حال جمود و سكون مطالعه مىكرد ( اصل سكون ) و لهذا مفاهيمى كه از اشياء داشت ساكن و بىحركت بود . ديگر اينكه اشياء را از يكديگر مستقل و جدا جدا مطالعه مىكرد ( اصل جدايى ) بين هر شئ و ساير اشياء ديوار و حائلى قائل بود و لهذا هر مفهوم برايش مستقل و از ساير مفاهيم جدا بود و مفاهيم در يكديگر مؤثر نبودند . اما براى كسى كه با منطق ديالكتيك فكر مىكند ، مفاهيم همواره متحرك و در يكديگر مؤثرند . نتيجه اينكه مفاهيم در منطق جامد همواره جامد و بىحركت و از يكديگر مستقل و جدا بود ، پس حقيقت نبود ، زيرا با واقعيت خارجى « نظير » نبود و اما
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 216 | مرتضى مطهرى