تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
پاسخى كه با اصول فلسفهء ماوراء الطبيعه ( متافيزيك ) به اشكال مىتوان داد : چنان كه ما در ميان امور خارجيه ، نسبتى يا حالى به نام « مطابقت » و « عدم مطابقت » مىبينيم - مانند اين كه يك متر طول مطابق است با يك متر طول ، ولى اين حال ميان يك متر طول و نقطهء هندسى كه هيچ‌گونه امتداد ندارد موجود نيست - در
شرح
داريم و از اين جهت مصداق هر يك از تصورات متعدد ذهنى ما فقط يكى از حالات متعاقب آن حادثه است ؛ و در مقام تشبيه ، دستگاه ادراكى را مىتوان تشبيه كرد به دستگاه عكسبردارى كه از يك طفل كه به تدريج تكامل پيدا مىكند عكسهاى متعددى برمىدارد ، البته هر يك از عكسها و تصويرات روى صفحهء مقوا طفل را در يك زمان معين و يك مرحلهء معين از مراحل تكامل نشان مىدهد و نسبت به آن حالت دائماً صادق و منطبق است ولى نسبت به ساير حالات آن طفل كه تغيير كرده صادق نيست و اگر بخواهيم حالات ديگر آن طفل را نشان بدهيم احتياج به عكسهاى متعدد ديگرى داريم . همچنانكه قبلًا اشاره شد اين قسمت از بيان تكامل كه مربوط به تكامل واقعيت است مورد تأييد فلاسفهء الهى بوده و هست و نتيجه‌اش مطالعهء طبيعت به طرز خاصى است كه گفته شد . قسمت دوم : اين قسمت نتيجهء مخصوصى است كه طرفداران ماترياليسم ديالكتيك به سليقهء خود از قسمت اول در باب كيفيت مطالعهء طبيعت گرفته‌اند و آن اينكه : مفاهيمى كه انسان در ذهن خود از طبيعت دارد هنگامى حقيقت است و با واقع منطبق است كه با واقعيت طبيعت ، نظير باشد يعنى داراى همان خاصيتى باشد كه واقعيت طبيعت دارد و چون واقعيتهاى طبيعت به حكم « اصل تغيير » در تغيير و تكامل و به حكم « اصل تأثير متقابل » در تحت تأثير يكديگرند ناچار اگر بنا شود تصورهاى ذهنى ، حقيقت و مطابق با واقع باشند بايد همان خاصيتها را داشته باشند يعنى بايد متحول و متكامل بوده و در يكديگر تأثير داشته باشند . طرفداران ماترياليسم ديالكتيك اين قسمت را نيز به هراكليد دانشمند قديم يونان نسبت مىدهند ، چنان كه دكتر ارانى در صفحهء 49 جزوهء مزبور پس از آنكه جملهء