تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
و همچنين نتيجهء سومى ( فكر بديهى نداريم ، يا علم ثابت غير متغير نداريم ) خودش به عنوان يك فكر ثابت و غير متغير نتيجه گرفته شده و گرنه قهراً يك علم ثابت غير متغير را مستلزم خواهد بود زيرا در اين صورت همين قضيه ( فكر ثابت نداريم ) با تغير و تبدل خود جاى خود را به يك قضيهء ثابت و غير متغير بايد بدهد .
شرح
يكسان ماندن در طبيعت خارجى وجود ندارد و همين طبيعت متغير و متكامل همهء اجزائش در يكديگر مؤثر و با يكديگر مرتبطند . اين قسمت البته صحيح است و مورد تأييد فلاسفهء الهى بوده و هست . اصل اين نظريه تازگى ندارد و به اقرار خود ماديين ، اصل حركت و تغيير را اولين بار هراكليد ( هر قليطوس ) در قرن ششم قبل از ميلاد ابراز كرد و اصل تأثير و ارتباط اجزاء طبيعت با يكديگر اولين بار از طرف افلاطون و ارسطو ابراز شد . در حدود سه قرن و نيم پيش صدر المتألهين فيلسوف بزرگ اسلامى كه تحول عظيمى در فلسفه به وجود آورد اصل تكامل طبيعت را به طرز بديع و بىسابقه‌اى بيان كرد . وى با موازين فلسفى به اثبات رسانيد كه تمام اجزاء طبيعت ، اشكال و تنوعات مخصوص حركتند و سكون و يكسان ماندن خلاف مقتضاى ذات طبيعت است و از اين جهت حدود ( ماهيات ) همواره متحرك و براى يك شئ در دو لحظه نمىتوان يك ماهيت ثابت فرض نمود . دانشمندان اروپا در قرون جديده و مخصوصا در قرن نوزدهم از راه كاوشهاى تجربى و تجسسات علمى قوانين مخصوص تكامل را در نباتات و در موجودات زنده به دست آوردند . لامارك (Lamarck) و داروين (DFrwin) فرضيهء تكامل تدريجى موجودات زنده را در تحت قوانين مخصوص بيان كردند . روى هم رفته تحقيقات فلسفى از يك طرف و تجسسات علمى از طرف ديگر در باب حركت ، اين نتيجه را در باب كيفيت مطالعهء اشياء و كشف حقيقت آنها به دست بشر داد كه اشياء را نبايد ساكن و جامد مطالعه كرد يعنى اگر تصورى از يك حادثهء طبيعى در يك حالت خاص داشته باشيم نبايد اين تصور را براى هميشه نسبت به آن حادثه كافى بدانيم زيرا آن شئ يا آن حادثهء طبيعى متدرّجاً در امتداد زمان تغيير و تكامل پيدا مىكند و تصور سابق ما فقط نسبت به حالت سابق آن حادثهء طبيعى صحيح است و اما نسبت به هر يك از حالات ديگر ، احتياج به تصورهاى جدا جدا