3 . هر حقيقتى كه فرض شود ، يك فرضيهء قابل تغيير است كه تحت حكومت تحول و تكامل عمومى روزى جاى خود را به فرضيهء ديگرى بهتر از خود خواهد داد ،
شرح
صحيح معرفى مىكنند ، بلكه مدعى هستند يگانه متد و اسلوب صحيح تفكر همان اسلوب منطق ديالكتيك است و مهمترين اساس اسلوب منطق ديالكتيك اصل تكامل حقيقت ( تغيير تكاملى مفهومات ) است .
طرفداران ماترياليسم ديالكتيك طرز تفكر ماديين قبل از ماركس و انگلس را كه بر اين اساس نبوده متافيزيكى ( يعنى واقعا غلط ) مىدانند .
اين دانشمندان ، تكامل حقيقت را از راههاى مختلف اثبات مىكنند . اينك بيان آن راهها :
راه اول : فكر ، خاصيت مخصوص مادهء مغز است و بنابراين جزئى از طبيعت است . تمام اجزاء طبيعت در تحت تأثير عوامل مختلف دائماً تغيير مىكنند و نمىتوانند يك « آن » ساكن و يكسان و بىحركت بمانند ، پس مغز نيز با همهء محتويات خود ( افكار و ادراكات ) در تغيير است و نمىتواند ساكن و بىحركت بماند .
طبيعت همواره در تغييرات خود تكامل پيدا مىكند ، پس مفاهيم ذهنى نيز كه در مادهء مغز جايگزين هستند در تكامل هستند .
پاسخ : ما در مقالهء 3 روشن كرديم كه ادراكات ، خواص عمومى ماده و از آن جمله خاصيت تغيير را ندارند و با آنكه مغز با جميع محتويات خود در طول عمر يك نفر چندين بار عوض مىشود ممكن است افكار شخص در تمام اين مدت ثابت و پا بر جا باقى بمانند و اين خود دليل است كه افكار در ماده جايگزين نيستند .
در اينجا اضافه مىكنيم اگر فرضاً افكار در مادهء مغز جايگزين باشند و به همراه ساير اجزاء طبيعت سير استكمالى داشته باشند اين نوع از تكامل افكار را نمىتوان جزء قوانين مخصوص « منطق » و « متد تفكر » به شمار آورد ، زيرا بديهى است اين تغيير و تبدل ، قانون جبرى و ضرورى طبيعت است و اگر فكر از خواص مغز و جزء طبيعت باشد جبراً تغيير خواهد كرد و در اين خاصيت ، افكار و ادراكات همه انسانها بلكه همهء حيوانها مساوى خواهند بود و قهراً مفاهيم ذهنى همهء انسانها ، خواه مادى باشند و خواه الهى ، داراى تغيير تكاملى خواهند بود . ماديين نمىتوانند اين خاصيت را تنها طرز تفكر مخصوص خود بدانند و به عنوان اسلوب و متد خاص منطق خود به شمار