1 . حقيقت غير از واقعيت است .
( 2 ) . صحيح مطلق و همچنين غلط مطلق نداريم بلكه صحيح آن است كه با اجزاء - نسبتاً - بيشترى از ماده وفق دهد و غلط به عكس آن .
شرح
نشان مىدهد كه اين نسبى بودن ، تاريخى يعنى مطابق توالى زمان است و هر قدر زمان پيش مىرود اجزاء بيشترى از روابط واقعيت خارجى جزء حقيقت نسبى مىشود و حال آنكه مكتبهاى نسبى و شكاكين اين عقيده را ندارند . »
ما سابقا مسألهء تكامل حقيقت را بيان كرديم و روشن كرديم كه تكامل حقيقت به معنايى كه منظور ماديين است ( حقيقت متغير و غير مشخص ) موهوم محض است و به معانىاى كه صحيح است ( توسعهء تدريجى معلومات ، تبدل فرضيهها در علوم طبيعى ) ربطى به مدعاى ماديين ندارد .
اكنون اضافه مىكنيم فرضاً كه ما حقايق را متغير و متكامل بدانيم اشكال شكاك بودن باقى است زيرا طبق عقيدهء ماديين اين حقيقت متحول متكامل ، در همهء مراحل نسبى است نه مطلق و اين مراحل هم تا بىنهايت - به اعتراف خودشان - ادامه دارد ، پس در جميع مراحل هر حقيقتى را كه در نظر بگيريم آنطور است كه مقتضاى خاص ذهن بشر است نه آنطور كه واقع و نفس الامر است يعنى واقعاً حقيقت نيست و اين عين همان است كه نسبيون و ساير شكاكان مىگويند .
حقيقت اين است كه طرفداران ماترياليسم ديالكتيك مسألهء تكامل حقيقت يا تغيير تكاملى مفاهيم را - كه پايهء اساسى منطق ديالكتيك و مهمترين سنگر حملهء آنان به منطق قديم است - از راههاى مختلفى بيان مىكنند كه با هم فرق مىكند و خودشان اين راهها را از يكديگر تفكيك نمىكنند ( شايد تعمد دارند كه براى گم كردن راه ، چند پهلو مقصود خود را ادا كنند ) و بسا هست براى خوانندهء مقالاتشان ابتدائاً توليد تحير نمايد .
ما براى اينكه خوانندگان محترم ارزش واقعى فلسفهء مادى و منطق ديالكتيك را بهتر دريابند تمام راههاى مختلف اثبات تكامل مفاهيم را تفكيك كرده و جدا جدا بيان مىكنيم و به پاسخ آنها مىپردازيم .
راههاى اثبات تكامل حقيقت در نظر طرفداران ماترياليسم ديالكتيك
طرفداران ماترياليسم ديالكتيك نظريهء « تكامل حقيقت » را نه تنها يك نظريهء