تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
مىدهد اگر از خارج نديده و تهيه نكرده باشيم ممكن نيست در ميان لكه‌هاى سياه و سفيد عكس پيدا نماييم .

اشكال يا تقرير

اين دانشمندان مىگويند نظر به فرمول زير از پذيرفتن مغايرت ميان علم و واقعيت خارج ناچاريم . اگر معلوم را كه جزئى از واقعيت خارج است « الف » فرض كنيم و جزئى از مغز را كه از تأثير معلوم متأثر است « ب » فرض كنيم اثر كه فكر و ادراك مىباشد با « الف + ب » مساوى بوده و هيچگاه مساوى « الف » تنها و يا مساوى « ب » تنها نخواهد بود .

پاسخ

معلوم را « الف » و جزء مغزى را « ب » و اثر مادى مفروض را « ك » و صورت علميه را « ج » فرض مىكنيم ، فرمول مزبور وقتى مىتواند درست بوده باشد كه ( ج ك ) اثبات شود و گرنه ارزشى نخواهد داشت . و خلاصهء اين مطلب به لسان فلسفى اين است كه موجود ذهنى با موجود خارجى در ماهيت يكى هستند نه در وجود ، و آنچه محال است اتحاد دو موجود مستقل در وجود است نه اتحاد دو موجود در مهيت با اختلاف در وجود كه يكى وجود خارجى منشأ آثار بوده باشد و ديگرى وجود ذهنى ( غير خارجى ) غير منشأ آثار .

اشكال

صورت علمى يا فكر و ادراك اگر چه برخى از خواص ماده را - مانند انقسام و
شرح
حاضر سازيم تا بتوانيم حكم كنيم كه اين شئ تصور شده در خارج وجود دارد ، و اگر بنا شود آنچه در ذهن ما پيدا مىشود از هر جهت غير از خارج باشد محال است كه خاطرهء خارج در ذهن ما پيدا شود و خلاصهء بيان اينكه روى فرضيهء غلط ماديين در باب حقيقت علم و ادراك بايد هيچگاه هيچكس به هيچ نحو التفات به عالم خارج پيدا نكند .