تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
اين معانى كليه ، كلى و ثابت و مطلق مىباشند و در جهان ماده موجودى با اين صفات نداريم و هر چه هست شخصى و متغير و مقيد مىباشد ، پس اين سلسله از مدركات را نيز مجرد از ماده بايد شمرد .

برهان ديگر

در مورد علم ، تنها يك نگاه كافى است . اگر باريك بينى كرده و با وجدان صاف بيازماييم خواهيم ديد صورت علمى و تغيّر با هم هيچ گونه سازش ندارند ، و به عبارت فلسفى ، حيثيت علم غير از حيثيت تغيير و تحول مىباشد و با توجه به اينكه موجود مادى عين تغيير و سيلان است بايد قضاوت كرد كه سنخ علم غير از سنخ ماده است . اگر چنانچه براى باريكى اين نكته ذهنتان آماده دريافتنش نباشد ممكن است حالات مختلفهء علم و ادراك را مانند معرفت و تذكر ( شناختن و به ياد افتادن ) در اين باب بسنجيد . چيزى را كه ادراك كرده‌ايم و دوباره ادراك مىكنيم ، مىفهميم كه مدرك در حال دومى همان خود مدرك اولى ماست 1 ، و همچنين چيزى را كه ادراك
شرح
فليسين شاله در متدولوژى (methodologie) در فصل « روش رياضيات » بيانى دارد كه در اينجا مورد استفاده است ، مىگويد : « اشكال هندسى را ذهن در فضاى موهومى كه شبيه است به مكان محسوس و لكن عين آن نيست رسم مىكند . مقصود از « مكان محسوس » محيطى است كه انسان اشياء خارجى را در آنجا مىيابد . اين محيط را انسان بينا به وسيلهء چشم و اشخاص كور به وسيلهء لامسه و مدد سامعه درك مىكنند . مكان محسوس هميشه پر است از اشياء و چون اشيائى كه آن را پر مىكنند گوناگون و از حيث مقاومت مختلف است ، مكان محسوس غير متجانس است و محدود هم هست زيرا ميدان ديد و مسافتى كه از آن مىتوان صدايى را شنيد محدود مىباشد . اما فضاى هندسى بر خلاف مكان محسوس ، محيطى است تهى و متجانس و بىكران و بىنهايت قابل قسمت . » و خلاصهء اين بيان آنكه از راه عدم انطباق خواص ادراكات ما درباره كميات متصله با خواص معيّنهء ماده ناچار بايد اين ادراكات را غير مادى بدانيم . ( 1 ) . موضوع قدرت ذهن براى حفظ و نگاهدارى آنچه به وسيلهء يكى از حواس احساس نموده ( قوهء حافظه ) و سپس يادآورى آنها و تشخيص اينكه اين