مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 129
از طرف ديگر در نهايت سرعت جزء جاى جزء نشسته و خاصهء جزء تازه كه مشاكل خاصهء جزء كهنه مىباشد به جاى خاصهء در گذشته قرار مىگيرد كه قوّهء مدرك مىماند شيارهاى مغزى است . اين نظريه نيز نه مورد قبول فلاسفهء روحى و نه مورد قبول فلاسفهء مادى است . نظريههاى ديگرى نيز هست كه قابل توجه نيست و ما فقط به شرح دو نظريه ، يكى مبنى بر مادى بودن حافظه - كه طرفداران مادى بودن روح در عصر اخير آن را اختيار كردهاند و پيروان مكتب ماترياليسم ديالكتيك آن را تشريح كردهاند - و ديگر مبنى بر مادى نبودن حافظه مطابق اصول مخصوص مكتب فلسفى صدر المتألهين مىپردازيم و ضمناً اشكالاتى كه به نظريهء مادى بودن حافظه وارد مىشود براى خوانندگان محترم توضيح مىدهيم و اين دو نظريه را تحت عنوان « نظريهء روحى » و « نظريهء مادى » بيان مىكنيم . نظريّهء روحى صاحبان اين نظريه ادراكات را فعاليت مستقيم نفس ( جوهر غير مادى ) مىدانند و اعمال عصبى را تنها مقدمهء به وجود آمدن اين ادراكات مىدانند . مطابق اين نظريه نسبت ادراكات به نفس نسبت فعل است به فاعل ، و به اصطلاح فلسفى ، اين ادراكات قيام صدورى دارند به نفس نه قيام حلولى و عين اين صور ادراكى در صقع نفس باقى است و تذكر ( ياد آورى ) عبارت است از مورد توجه قرار دادن همان صور اوليه . مطابق اين نظريه عين صورتهاى ادراكى اولى حفظ و نگاهدارى مىشود و بعدها مورد يادآورى و بازشناسى قرار مىگيرد . نظريّهء مادّى صاحبان اين نظريه ( هر چند نتوانستهاند به طور قطعى اظهار نظر كنند ) مىگويند بر خلاف نظريهء بالا هيچگاه عين ادراكات اوليه حفظ و نگاهدارى نمىشود و اينطور نيست كه هر صورت ادراكى در ذهن پديد آمد قوهء حافظه عين آن را نگاهدارى كند ،