تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

پاسخ

بيان گذشتهء ما متكى به انكار اين حقايق علمى نبوده بلكه سخن ما متوجه هدف ديگرى است و آن اين است كه مدرك ما به ضميمهء روابط تصديقى و فكر نامبرده يك « واحد » را تشكيل داده و چيزى را به وجود مىآورد كه به قول اشكال كننده « پندار » است و اين پنداشتهء ما با خواص عمومى ماده تطبيق نمىكند در عين حال كه پديده‌اى كه در نقطهء زرد يا مغز است داراى خواص مادى است ؛ گذشته از اينكه
شرح
و راجع به عقيدهء خروج شعاع مىگويد : « و نحن لا ننكر ايضاً تحقق الشعاع من البصر الى المرئىّ صورته لكن نقول لا بدّ فى الرؤية من حصول صورة المرئىّ للنفس » يعنى ما در صدد انكار اين جهت نيستيم كه شعاعى از چشم خارج مىشود ، حرف ما اين است كه بايد شئ مرئى يك صورتى پيش نفس داشته باشد تا « ديدن » محقق شود . روى نظريهء صدر المتألهين هر يك از دو نظريهء فوق تنها عمل طبيعى و فيزيكى چشم را توجيه مىكند نه حقيقت ابصار و ديدن را از لحاظ فلسفى . مطابق تحقيقاتى كه اخيراً دانشمندان علوم طبيعى از طرفى در باب نور و از طرفى در باب كيفيت ساختمان چشم كرده‌اند مسلّم شده است كه دو نظريهء فوق حتى از لحاظ توجيه عمل فيزيكى چشم نيز صحيح نيست ؛ يعنى نه انطباع است و نه خروج شعاع . مطابق تحقيقات دانشمندان جديد دستگاه چشم عيناً مثل يك دستگاه عكاسى است . اشعّهء مستقيم يا منعكس از جسم مرئى به داخل چشم وارد شده از حجاب شفّاف قرنيّه و مايع زلاليّه و صفحهء عنبيّه گذشته داخل سوراخ مردمك مىشود و از عدسى چشم ( جليديّه ) عبور نموده و مطابق خاصيت مخصوص عدسيها در نقطهء معيّن ، تصويرى از نور ايجاد مىنمايد و آن نقطه عبارت است از نقطهء مخصوصى در شبكيّه به نام « نقطهء زرد » كه تصوير در آنجا واقع مىشود . خوانندهء محترم مىداند كه نظريهء جديد در باب ابصار هر چند دو نظريهء معروف بالا را باطل مىكند اما نظريهء صدر المتألهين راجع به اينكه اين گونه اعمال طبيعى و فيزيكى حقيقت ابصار را نمىتواند توجيه كند به قوّت خود باقى است . جوابى كه در متن به اشكال داده شده روى اين نظريه است .