تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كه هست از كوچكترين جزئى كه در اين نقطه مشاهده مىكنيم بقيهء اجزاء را اندازه مىگيريم و از نسب و فواصل اجزاء ، بزرگترى و كوچكترى نسبى به دست مىآيد ؛ و البته در اين مرحله اختلاف كيفيات ديگر از قبيل سايه‌ها و مانند آنها نيز مؤثر است . تا اينجا تنها اختلافات نسبى مؤثر مىباشد ، و چون با رؤيتهاى ديگرى حجم باصرهء خود را تقريباً با بدن خود و بدن خود را با جسمهاى خارج از خود اندازه گرفته‌ايم ، از اين روى مىدانيم كه تقريباً نسبت حاضره را تا چه اندازه بايد بزرگ نمود تا به حقيقت نزديك شده و انطباق پذيرد و در نتيجه هنگام رؤيت خارج ، به انضمام اين افكار ، جهان پهناورى را تحت ابصار مىآوريم و مىپنداريم كه شخص ، اين ابصار با اين بزرگى را درك مىكند .
شرح
پذيرفته‌اند . پيروان هر يك از اين دو نظريه برله و عليه يكديگر دلائلى ذكر كرده‌اند كه در كتب فلسفه مسطور است و از جمله اشكالاتى كه صاحبان نظريهء خروج شعاع بر صاحبان نظريهء انطباع كرده‌اند اشكال عدم انطباق بزرگ بر كوچك است كه در متن اشاره شده و جوابى هم كه صاحبان نظريهء انطباع داده‌اند همان است كه در متن در ضمن اشكال بيان شده است و امروز هم مورد پسند دانشمندان علوم طبيعى است . شيخ شهاب الدين معروف به « شيخ اشراق » عقيدهء سومى دارد كه چندان قابل اهميت نيست و از ذكر آن خوددارى مىكنيم . صدر المتألهين فيلسوف شهير اسلامى عقيدهء جداگانه‌اى در باب حقيقت ابصار دارد . اين دانشمند اظهار داشت هيچيك از دو نظريهء فوق بر فرض صحت و تماميت ، حقيقت ابصار را نمىتواند توجيه كند زيرا هر دو نظريه مربوط به عمل طبيعى ( فيزيكى ) چشم است و ابصار ماوراء عمل طبيعى است . اين دانشمند با اثبات نظريهء معروف خود در باب اتحاد عاقل و معقول و اتحاد حاسّ و محسوس ، ثابت كرد كه « ديدن » يك نوع فعاليت ابداعى نفس است كه عمل طبيعى ( فيزيكى ) مقدمهء آن است و پس از انجام يافتن عمل طبيعى ، نفس با قدرت فعالهء خود صورت مماثل شئ محسوس را در صقع خود ابداع و انشاء مىنمايد . صدر المتألهين در جلد چهارم اسفار در مقام رد عقيدهء اصحاب انطباع مىگويد : « و هذا بعد تمامه انما يدلّ على انطباع الشبح فيه لا كون الابصار به » يعنى ادّلهء نظريهء انطباع بر فرض صحت و تماميت ، دلالت مىكند كه شبح و تصويرى در چشم واقع مىشود اما دلالت نمىكند كه « ديدن » به او محقق مىشود .