تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

اشكال

ممكن است در بيان گذشته خرده گيرى نموده و بگوييد « ادراك » همان خاصهء مادى است كه در سلسلهء عصب يا مغز حاصل مىشود و موضوع بزرگى و كوچكى و دورى و نزديكى را كاوشهاى علمى حل كرده . علم ، امروز عقيده دارد به اينكه دستگاه ادراك بصرى يك دستگاه دقيق عكاسى بيش نيست و همهء اشعه در نقطهء زرد چشم گرد آمده و ابصار محقّق مىشود 1 و ما بجز همان نقطه چيزى نمىبينيم ، چيزى
شرح
مردم عوام در باب روح و جن و پرى و غيره دارند و يا آنچه ايده آليستها - كه گفته‌هاشان از گفته‌هاى عوام پايين‌تر است - گفته‌اند . ( 1 ) . در ميان قدما در باب كيفيت ابصار ( ديدن ) و اينكه عمل « ديدن » چگونه محقق مىشود دو نظريه معروف بود : الف . نظريهء انطباع . ب . نظريهء خروج شعاع . صاحبان نظريهء انطباع معتقد بودند كه جليديّه ( عدسى چشم ) جسمى است شفّاف و صيقلى و آينه مانند ، لهذا اگر جسمى در مقابلش قرار بگيرد نقشى از آن جسم در سطح آن واقع مىشود و به اين وسيله عمل « ابصار » محقق مىشود . اين عقيده منسوب به ارسطو و پيروانش بود و از دانشمندان اسلامى محمد بن زكريّا رازى و ابن سينا پيرو اين عقيده بودند . صاحبان نظريهء خروج شعاع ، عدسى چشم را جسمى نيّر و منبع نور مانند آتش و خورشيد و ستارگان مىدانستند و معتقد بودند كه از چشم شعاعى نورانى خارج مىشود و به جسم مقابل مىخورد و به اين وسيله ابصار محقق مىشود . صاحبان اين نظريه دو دسته بودند : بعضى معتقد بودند كه آن شعاع مخروطى است كه رأس آن در چشم و قاعدهء آن بر روى جسم مرئى قرار ميگيرد و گروه ديگر معتقد بودند كه استوانه‌اى شكل است و آن سر شعاع كه بر روى جسم مرئى است دائماً مضطرب و در حركت است . اين عقيده منسوب به افلاطون و جالينوس و پيروان آنها بود . از دانشمندان اسلامى خواجه نصير الدين طوسى و عدهء ديگر اين عقيده را