و از طرف ديگر اختلافاتى كه هنگام به كار انداختن حواس ( خطاى حواس ) در محسوسات مىبينيم نخواهد گذاشت كه بگوييم واقعيت جهان مادى خارج از
شرح
ديوار چين بين روح و ماده موجود است .
بلكه مطابق آخرين تحقيقى كه از طرف فيلسوف بزرگ اسلامى صدر المتألّهين به عمل آمده و مورد قبول فلاسفهء بعد از وى واقع شده روح خود عالىترين محصول ماده است يعنى مولود يك سلسله ترقى و تكامل ذاتى طبيعت است و طبق نظريهء اين دانشمند هيچ گونه ديوارى بين عالم طبيعت و ماوراء الطبيعه وجود ندارد ؛ يعنى ممكن است يك موجود مادى در مراحل ترقى و تكامل خود تبديل به موجود غير مادى شود .
پس از بيان اين مقدمات مىگوييم كه مسألهء مورد اختلاف بين روحيون و ماديون اين است كه آيا ادراكات روحى و همچنين خود روح مجرد است يا مادى ، و به عبارت روشنتر اختلاف در ماهيت و چگونگى واقعيت اين امور است و مطابق آنچه در مقالهء اول به ثبوت رسيد تنها با اصول و موازين خاص فلسفى مىتوان وجود شئ را يا چگونگى وجود ( ماهيت ) آن را اثبات كرد و در هيچيك از چهار قسمتى كه در بالا تشريح شد كه خلاصهاش از اين قرار است :
الف . وجود ادراكات .
ب . انجام يافتن يك سلسله عوامل خارجى .
ج . انجام يافتن فعاليتهاى عصبى .
د . وجود يك سلسله قوانين روحى .
اختلافى نيست .
دانشمندان روحى از راه عدم انطباق خواص امور روحى بر خواص عمومى ماده اثبات مىكنند كه امور روحى ( همانها كه حضورا به آنها آگاه هستيم ) مادى نيست ، پس نمىتواند بر فعاليتهاى عصبى منطبق شود ، پس فعاليتهاى عصبى مقدمهء پيدايش يك سلسله امور غير مادى است نه عين آنها . اما دانشمندان مادى بجاى آنكه به اصل مطلب توجه كنند و ثابت كنند كه آنچه ما درك مىكنيم عين همان فعاليتهاى عصبى است از مطلب خارج شده از كتب فيزيك يا فيزيولوژى يا روانشناسى جديد - كه مطابق اسلوب ويژهء خود ( مشاهده و تجربه ) موضوع ماهيت و چگونگى امور روحى را از بحث خارج مىكند - مطالبى را ذكر مىكنند كه ارتباطى به مدعاى فلاسفه