تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
سلب نمىشود ؛ و نيز قدرت نامبرده پديده‌اى است كه از علت پيدا شده پس ناچار علت فاعلىاش داراى آن مىباشد .
شرح
صدق مىكند بر خالق صدق نكند ، پس بايد در مورد « موجود » بودن و « واحد » بودن خداوند نيز همين مطلب گفته شود ؛ يعنى اگر مىگوييم خداوند موجود است و واحد است طبق اين اصل تنزيهى بايد آن دو لفظ را از معنى خودشان تجريد كنيم و لا اقل بگوييم معنى « خدا موجود است » اين است كه خداوند معدوم نيست اما نمىتوانيم بگوييم خداوند واقعاً موجود است ؛ و معنى « خداوند واحد است » اين است كه خداوند متكثر و متعدد نيست ولى نمىتوانيم بگوييم كه خداوند واقعاً يگانه است زيرا مستلزم تشبيه است . بديهى است كه چنين نظرى نه تنها مستلزم تعطيل حق از صفات ، و مستلزم تعطيل عقل از معرفت و مستلزم ارتفاع نقيضين است ، نوعى انكار خدا و يگانگى اوست . اما اشكال دوم : اين اشكال مربوط است به حدود توانايى عقل . ما در مقالات گذشتهء اصول فلسفه مكرر دربارهء حدود توانايى عقل بحث كرده‌ايم ، نظريات دانشمندانى را كه مدعى شده‌اند توانايى عقل محدود است به تجريد و تعميم و تجزيه و تركيب و تصرف و عمل در آنچه از طريق حواس به دست مىآيد و بس ، انتقاد كرده ناشى از عدم بررسى صحيح و عدم نقّادى كامل دستگاه انديشه دانسته‌ايم . از نظر ما علم « وجود شناسى » يا « فلسفهء اولى » علمى است صد در صد صحيح و در دسترسى عقل است . عقل معانى عامّه را به خوبى مىشناسد و به خوبى مىتواند دربارهء آنها قضاوت كند . تفكر در همين معانى كافى است براى اينكه زمينهء يك علم برهانى قطعى فراهم شود . آشنايى ذهن با مفاهيم عامّه و احكام وجود عام ، براى درك مسائل خاص رياضى يا طبيعى كافى نيست ولى براى درك مسائل خاص الهى كافى است و اين خود رازى دارد كه در جاى ديگر بايد گفته شود . اينكه چه صفت از صفات كماليه است و لايق ذات پروردگار است و چه صفت اينچنين نيست ، با مقياس وجودشناسى كاملا قابل تحقيق است و عقل تمرين يافتهء فلسفى قادر است در حدود خاصى تحقيق كند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 1035 | مرتضى مطهرى