اگر بشر با سائقهء عشق فطرى در جستجوى خداوند برآيد ، از همان اول در جستجوى « اللّه » است ؛ يعنى بالفطره ذاتى را جستجو مىكند كه موجود است و واحد است و مستجمع جميع كمالات است .
و اگر از طريق علمى يعنى از طريق مطالعه در آيات برآيد ، قبل از هر چيزى متوجه علم و حكمت و حيات پديد آورندهء جهان مىشود و از طريق شناختن صفات پديد آورندهء پديدهها حكم مىكند كه طبيعت و ماده مستقل نيست بلكه مسخّر قوهاى است شاعر و مدرك . عليهذا بشر اگر از راه علمى بخواهد خدا را بشناسد صفات خدا را قبل از ذاتش درك مىكند .
همانطور كه قبلًا اشاره كردهايم پيمودن راه علمى ، تنها ما را متوجه جهانى در ماوراء طبيعت مىكند كه از روى حكمت و تدبير ، ادارهء اين جهان را در اختيار دارد ؛ بيش از اين هيچ حقيقتى از آن جهان به ما معرفى نمىكند . ما از طريق به اصطلاح علمى يعنى از طريق مطالعهء مستقيم مخلوقات و آثار بدون اينكه استعداد فلسفى خود را به كار اندازيم نمىتوانيم هيچ اطلاعى جز اين مقدار كه طبيعت مسخّر اراده يا ارادههايى است كه آن را مىچرخاند ، از ماوراء ماده و طبيعت به دست آوريم ، در اساسىترين مفهوم مربوط به خدا يعنى وجوب وجود و استقلال ذاتى و بىنيازى او از غير خود درمىمانيم . لهذا سير و مطالعه در آفاق و انفس قادر نيست همهء مسائل مورد نياز ما را دربارهء خداوند تأمين نمايد . از آن جمله وحدت ذات واجب الوجود است .
اما سلوك فلسفى به نحو ديگر است . در سلوك فلسفى ابتدا وجود واجب الوجود يعنى وجود موجود يا موجوداتى مستقل و قائم به ذات و بىنياز از علت اثبات مىشود بدون آنكه وحدت و ساير صفات ثبوتيّه يا سلبيّه مورد بحث باشد ، يعنى همين قدر اثبات مىشود كه جهان هستى از موجود يا موجوداتى قائم به ذات خالى نيست ، همهء هستيها هستيهاى ممكن و نا مستقل نمىباشد ، هستى ممكن متكى به هستى واجب ، و هستى نا مستقل متكى به هستى مستقل است ؛ اما اينكه هستى واجب يكى است يا بيشتر ؟ آيا از نوع جسم و جرم و ماده است يا نه ؟ آيا جوهر است يا عرض ؟ آيا بسيط است يا مركّب ؟ آيا خود آگاه است يا نا خودآگاه ؟ آيا به ساير اشياء احاطهء علمى دارد يا ندارد ؟ آيا قدرت دارد يا ندارد ؟ حدود قدرتش چيست ؟ آيا مختار است يا موجب ؟ . . . و امثال اين سؤالات هيچكدام در ابتدا مطرح نيست ، تدريجا و به ترتيب و نظم خاص طرح مىشود ؛ درست مانند مسائل رياضى بايد مرحله به مرحله طى شود و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 1014
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٠١٤