تنبيه و تذكر
ماديين در زمينهء بحث گذشته سخنان بىپايهء بسيارى گفتهاند و ما در مقالههاى گذشته به همهء آنها پاسخ دادهايم .
و اگر سخنان ايشان تحليل شود روشن خواهد شد كه همهء اشكالات آنها ناشى از سوء فهم است . اشكال كنندگان بالاخره در فهم يكى از مقدمات برهان لنگ مىباشند :
( 1 ) . مانند كسانى كه ارتباط اجزاء جهان را فراموش نموده گفتهاند :
« جهان در حقيقت مجموعهاى است از متفرّقات كه هر يك از آنها علتى مادى داشته و دارد و اين سلسلههاى متفرقه پهلوى هم قرار گرفته و تا لانهايت پيش مىروند . »
اشكال كننده فراموش كرده كه جهان يك واحد است و چنان كه گذشت حادث و نيازمند به علت مىباشد .
( 2 ) . و مانند كسانى كه ارتباط اجزاء جهان را حفظ كردهاند ولى از اينكه اين ارتباط سرانجام مستلزم به وجود آمدن يك واحد واقعى خواهد بود غفلت ورزيده گفتهاند :
« نيازى كه هر پديدهاى به علت پيدا مىكند با پديدهء ديگر تأمين مىشود . نياز تخم مرغ با مرغ رفع مىشود و نياز مرغ با تخم مرغ و همچنين . . . ديگر نيازى به علتى بيرون از جهان نيست . »
اينان اين نكته را نرسيدهاند - و يا نخواستهاند برسند - كه : جهان با رابطهء وجودى خود يك واحد نيازمندى را تشكيل مىدهد و اين نياز با چيزى بيرون از جهان بايد رفع شود .
( 3 ) . و مانند كسانى كه به نظريهء حركت عمومى ( عرضى يا جوهرى ) پى نبردهاند و نظريهء فلسفى لزوم مرجّح را ( ممكن در وجود خود مرجّح مىخواهد ) نيز درست تعقل نكرده گفتهاند :
« مادهء جهان ، قديم است و در وجود خود نيازمند به علت نمىباشد و صور و تركيبات ماده و خواص آنها نيز مستند به ماده مىباشد نه به علت ديگرى . »
اينان از نتايج نظريهء حركت عمومى بىخبرند . هر مادهاى كه زاييدهء تراكم شمارهء زيادى انرژى مىباشد ( بنا به حركت عمومى فيزيكى ) هرگز نمىتواند قديم بوده باشد ، و همچنين اگر ماده مساوى حركت بوده باشد هرگز نام « ثبات » و « دوام »