تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
است تبديل به دو شخص ديگر مىشود و به عبارت ديگر وجود يك شخص متّصل تبديل مىشود به دو وجود منفصل كه عبارت است از دو متّصل ، و از طرفى مىدانيم اتّصال انفصال را نمىپذيرد بلكه اتّصال مىرود و انفصال مىآيد ، و از طرف ديگر مىدانيم در حالى كه اتّصال مىرود و انفصال مىآيد جسم سابق به كلّى معدوم نمىشود بلكه يك چيزى در ميان است كه سابقا داراى اتّصال بود و بعد داراى انفصال شد . آن چيزى كه در دو حالت اتّصال و انفصال باقى است همان است كه حكماى مشّائى آن را « هيولى » مىنامند .
و قوّة للفعل حيث عاندت * قد اقتضت حيثيّة بها احتذت
و چون قوّه با فعليّت تعاند و تقابل دارد ايجاب مىكند يك حيثيّت واقعى مخصوص به خود را . شرح : برهان دوم بر اثبات وجود « هيولى » كه از طرف مشّائين اقامه شده است معروف است به « برهان قوّه و فعل » . خلاصهء بيان اين برهان اين است كه اجسام عالم همه - بلا استثناء - بالفعل يك شىء و بالقوّه شىء ديگرند ، و « قوّه » و « فعليّت » دو حيثيّت متقابل مىباشند يعنى يك شىء نمىتواند از يك حيثيّت هم بالفعل باشد و هم بالقوّه . پس معلوم مىشود در اشياء دو حيثيّت واقعى وجود دارد : از يك حيثيّت بالفعل و از حيثيّت ديگر بالقوّه مىباشند . آن حيثيّتى كه ملاك فعليّت است همان است كه « صورت » خوانده مىشود و مورد قبول اشراقيّين است ، و حيثيّتى كه ملاك قوّه است همان است كه ما آن را « هيولى » مىناميم و مورد انكار اشراقيّين است . مثلًا آب ، بالفعل آب است و امكان هوا شدن دارد يعنى بالقوّه هواست ؛ و نطفه ، بالفعل نطفه است و بالقوّه انسان است . آب از همان جهت كه [ بالفعل ] آب است هواى بالقوّه نيست و نطفه از همان جهت كه بالفعل نطفه است انسان بالقوّه نيست ، بلكه از جهت ديگر است و آن جهت ديگر جهت هيولايى آنهاست . توضيح بيشتر موكول به ذكر چند مقدّمه است : 1 . جهان ما جهان شدن و صيرورت است ؛ هيچ چيز نيست كه در يك حالت و وضع ثابت باشد و لا اقل امكان تغيير حالت و تغيير وضع و تبديل به شىء ديگر در او
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 549 | مرتضى مطهرى