غرر پنجم : در بطلان جزء لا يتجزّى
تفكّك الرّحى و نفى الدّائرة * و حجج اخرى لديهم دائرة
مبطلة الجواهر الافراد * فى واجب القبول للابعاد
لزوم قطعه قطعه شدن سنگ آسيا و لزوم وجود نداشتن
شكل دايره و براهين ديگرى كه در ميان حكما رايج است
نظريّهء جوهر فرد ( جزء لا يتجزّى ) را
در پذيرندهء ابعاد سه گانه ( جسم ) ، باطل مىكند .
شرح : در اين فصل به نقد عقيدهء متكلّمين دربارهء اجزاء لا يتجزّى پرداخته مىشود . چنان كه قبلًا گفتيم به عقيدهء متكلّمين اين اجسامى كه ما مشاهده مىكنيم ، هر كدام مجموعهاى هستند از ذرّاتى به صورت نقطه ؛ يعنى آن ذرّات نه طول دارند و نه عرض و نه عمق . اينها بر خلاف نقطهء رياضى جوهرند نه عرض ؛ يعنى حالت شىء ديگر نيستند بلكه خودشان براى خودشان موجودند . اين ذرّات هر چند حجم ندارند ولى داراى وزن مىباشند ؛ وزن هر جسم عبارت است از مجموع اوزان هر يك از اين ذرّات ؛ و در عين اينكه هر كدام به تنهايى حجم ندارد از اجتماع گروهى از آنها حجم به وجود مىآيد و جسم كه داراى طول و عرض و عمق است تأليف مىشود . اين ذرّات