تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
حكما را عقيده بر اين است كه هرگز به مرحله‌اى نخواهد رسيد كه امكان انقسام پايان پذيرد و اجزاء به صورتى درآيند كه غير قابل شكست باشند . ولى محمّد شهرستانى صاحب ملل و نحل معتقد است كه به جايى منتهى خواهد شد كه امكان انقسام پايان پذيرد . بيت بالا عقيدهء محمّد شهرستانى را بيان مىكند .
و القوم قالوا لا وقوف عند حد * و بعد ذاك فالرّواقىّ اعتقد بساطة و هو لدى مشّائهم * من صورة و من هيولى ملتئم
و قوم ( حكما ) گفته‌اند ( انقسام ) در حدى متوقف نمىشود . پس از آن ، پس حكيم رواقى معتقد است بساطت را ، و جسم در نزد مشّائين از حكما از صورت و هيولى فراهم آمده است . شرح : حكما بر خلاف شهرستانى معتقدند كه هر اندازه تقسيم بر جسم طبيعى وارد شود هرگز به مرحله‌اى نخواهد رسيد كه متوقّف شود و امكان انقسام از ميان برود و آنچه مىماند به صورت يك ذرّهء نشكن درآيد . حكما پس از آنكه بر خلاف متكلّمين و بر خلاف ذيمقراطيس ، جسم طبيعى را پيوسته دانستند نه گسسته و به صورت مجموعه‌اى از ذرّات ، و پس از آنكه همه اتّفاق كردند كه جسم طبيعى از نظر قابليّت انقسام به دو جسم كوچك‌تر در حدّ معيّنى متوقف نمىشود ، خودشان از نظر حقيقت جسم طبيعى با يكديگر اختلاف كرده‌اند . پيروان افلاطون ( طبق ادّعاى منظومه ) - كه معمولا آنها را « اشراقيّون » مىگويند - معتقدند كه جسم طبيعى بسيط است ، يعنى هر چه هست همين جرم اتّصالى است كه يك واحد جوهرى ممتدّ است و يك واقعيّت پيوسته است و همين واقعيّت جرمى و اتّصالى و امتدادى است كه قابليّت انقسام دارد . ولى پيروان ارسطو كه آنها را « مشّائين » مىنامند معتقدند كه جسم طبيعى مركّب است ؛ يعنى معتقدند كه جرم اتّصالى و صورت جوهرى ممتد و كش‌دار كه « صورت جسميّه » نيز خوانده مىشود تمام حقيقت جسم طبيعى نيست ، نيمى از حقيقت آن است ، جسم طبيعى مجموع مركّب از هيولى و