تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
« جسم تعليمى » مىخوانند به منزلهء عرضى است كه عارض جسم طبيعى شده است . سخن در فرق ميان جسم طبيعى و جسم تعليمى زياد است و از بحث ما خارج است . مقصود اين است كه آنچه اكنون مورد بحث است همين جوهر جسمانى است كه در مقابل ما قرار دارد و فضاى مقابل ما را تشكيل داده است و با نامهاى مختلف آب ، خاك ، هوا ، زمين ، ستاره ، خورشيد و غيره خوانده مىشوند . همهء اين اشياء كه نام برديم در يك جهت با يكديگر شركت دارند و آن اينكه جوهرى هستند قابل ابعاد سه گانه . بحث در اين است كه اين جوهر قابل ابعاد سه گانه كه در همه جا مىبينيم و اندازه‌گيرى مىكنيم چيست ؟ طبق تقسيم بندىاى كه در كتاب منظومه آمده است مجموع عقايد و آراء در « حقيقت جسم طبيعى » عبارت است از : 1 . جسم طبيعى مركّب است از مجموعه‌اى از ذرّات كه خود آن ذرّات ، جسم نيستند ، يعنى طول و عرض و عمق ندارند ، و به همين دليل انقسام نمىپذيرند ، نه انقسام ذهنى و رياضى و نه انقسام خارجى و عملى . اين ذرّات ، ذى وضع هستند ، يعنى قابل اشارهء حسّيّه مىباشند ، به عبارت ديگر مىتوان با اشارهء جسمانى نشان داد كه مثلًا در مقابل من قرار گرفته يا در طرف راست من و يا در طرف چپ من ؛ ولى چون اين طرف و آن طرف ، پشت و رو ، سطح و داخل ، طول و عرض و عمق ندارند ، حتّى ذهن نمىتواند در عالم خود براى آنها دو جزء فرض كند تا چه رسد به عمل و خارج . متكلّمين اسلامى طرفدار اين نظريّه‌اند و اين اجزاء را با اين خصوصيّات ، « جزء لا يتجزّى » و گاهى « جوهر فرد » مىنامند . طبق اين نظريّه ، جسم كه خود قابل طول و عرض و عمق است از چيزهايى فراهم شده كه فاقد طول و عرض و عمق مىباشند ، به عبارت ديگر از لا جسم ( ولى لا جسمى كه قابل اشارهء حسّيّه هست ) جسم به وجود آمده است .
مع انتهائها لدى الجمهور * او لا لدى النّظّام فى المشهور
با قول به اينكه آن اجزاء متناهى مىباشند - به عقيدهء جمهور متكلّمين - يا متناهى نمىباشند - طبق عقيدهء نظّام - آنچنانكه اين رأى از او مشهور است .