تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
وجود ذهنى ( يعنى همان تصوّر ذهنى فايدهء قلم ) انسان را خريدار مىكند ، و از طرف ديگر وجود خارجى فايدهء قلم همان استفاده‌هايى است كه از آن در هنگام نوشتن مىشود . اين استفاده‌ها مولود و معلول خريدن است . پس انسان به وسيلهء خريدن كه فعل خود اوست فايده را براى خود ايجاد مىكند . عليهذا صحيح است كه بگوييم : علّت غائى به حسب وجود ذهنى ، علّت علّت فاعلى است و به حسب وجود خارجى ، معلول آن است .

2 . مطلب دوم : حركت قسرى نه دائمى است نه اكثرى

اين مطلب به حركت قسرى مربوط است و مقصود اين است كه حركت قسرى در جهان وجود دارد ولى دوام ندارد همچنانكه اكثريّت ندارد و به ندرت اتّفاق مىافتد . اكنون ببينيم حركت قسرى چيست ؟ حكما مىگويند حركت بر دو قسم است : طبعى و قسرى « 1 » ، زيرا جسمى كه حركت مىكند يا اين است كه به طبع خود حركت مىكند يا نه ؛ يعنى يا اين است كه اگر او را به حال خود واگذارند و هيچ عاملى بر او اثر نكند باز به حكم يك تمايل ذاتى و يك نيروى داخلى حركت مىكند ، و يا اين است كه حركت مورد نظر را تحت تأثير يك عامل بيرونى انجام مىدهد . نوع اوّل را « حركت طبعى » و نوع دوم را « حركت قسرى » مىنامند . دربارهء نوع دوم مىگويند هميشه موقّتى است و هيچگاه به صورت يك جريان دائم و هميشگى نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . به عقيدهء حكماى قديم هر حركتى نيازمند به محرّك يعنى نيروى حركت دهنده است . حركات از اين لحاظ ، يعنى از لحاظ فاعل و مبدأ ، در تقسيم اوّل بر دو گونه‌اند : ارادى و طبيعى ، و حركت طبيعى خود بر دو گونه است : طبعى و قسرى . حركت ارادى يعنى حركتى كه فاعل مباشر حركت ، صاحب اراده است . حركت طبيعى آن است كه فاعل آن فاقد اراده است . حركت طبيعى يا به اين نحو است كه اگر شىء را به حال خود بگذاريم - يعنى هيچ نيرويى از خارج بر وى وارد نيايد - او تنها با طبع خودش آن حركت را انجام مىدهد ، و يا به اين نحو است كه لو خلّى و طبعه - يعنى با طبع خود - آن حركت را نمىكند بلكه در اثر يك ضربهء خارجى آن حركت را انجام مىدهد . قسم اوّل ، حركت طبعى است و قسم دوم ، حركت قسرى ( حركت ارادى نيز يا بالرضا است يا بالاجبار ) .