تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢

پاسخ اشكال و مناقشه

جواب اين مناقشه اين است كه آنچه ما گفتيم طبق تعريفى بود كه حاجى سبزوارى و ديگران از « مادّه » كرده‌اند و مادّه را عبارت از حامل استعداد شىء دانسته‌اند « 1 » . اگر « مادّه » را به عنوان « حامل استعداد » تعريف كنيم ( خواه حامل استعداد مركّب و خواه حامل استعداد صورت ) چنين مادّه‌اى همواره تقدّم زمانى دارد بر آن چيزى كه اين مادّه ، مادّهء او به شمار مىرود ؛ و با قياس به اين تعريف مادّه ، صورت عبارت است از مناط فعليّت مركّب ( يا مناط فعليّت مادّه ) . بنابراين تعريف ، مادّهء يك شىء و صورت آن هيچگاه در يك زمان با هم جمع نمىشوند و بر فرض كه جسم را مركّب از مادّه و صورت بدانيم جسم از صورت خودش و مادّهء خودش ( طبق اين تعريف ) تركيب نشده است ، بلكه از صورت خودش و مادّه‌اى كه مادّهء صورت بعدى است تركيب شده است و اين مادّه و صورتى كه تركيب كنندهء حقيقت جسم هستند و علّت مادّى و علّت صورى شمرده مىشوند ، نسبت به يكديگر مادّه و صورت ( طبق اين تعريف ) نيستند . پس آنچه گفته مىشود كه مادّه و صورت نسبت به يكديگر مادّه و صورت‌اند و نسبت به جسم علّت مادّى و صورى مىباشند ، با اين تعريف سازگار نيست . بلى ، از سخنان صدرالمتألّهين و بوعلى استفاده مىشود كه « مادّه » در اصطلاح حكما دو نوع تعريف دارد و در هر موردى معنى و مفهوم مخصوصى از آن منظور شده است . گاهى به معنى « حامل استعداد شىء » تعريف شده است كه منطبق است بر مادّهء سابقهء شىء ، و گاهى بر « محلّ صورت » يعنى آن چيزى كه صورت در حال حاضر لباس او و تعيّن او شمرده مىشود اطلاق شده است « 2 » . اين دو اصطلاح ، منشأ اشتباهات زيادى شده و مىشود . حاجى سبزوارى در عين اينكه مادّه را به عنوان « حامل
هامش
( 1 ) . حامل قوّة لشىء عنصره . ( 2 ) . رجوع شود به جلد اوّل اسفار ، مبحث « ماهيّت » فصل « كيفيّت اقتران مادّه به صورت » و جلد دوم اسفار ، فصل تركّب جسم از مادّه و صورت كه آيا اتّحادى است يا انضمامى .