شرح : اين بيت ، تعريف « صورت » و به اعتبارى تعريف « علّت صورى » است .
صورت و يا علّت صورى را با قياس مادّه و علّت مادّى مىتوان فهميد .
چنان كه گفته شد مادّه عبارت است از حامل قوّه و استعداد شىء ، و به تعبير ديگر مادّه عبارت است از مناط استعداد يك شىء ، و باز به عبارت ديگر مادّهء يك شىء عبارت است از وجود بالقوّهء آن شىء . و امّا صورت ، مناط فعليّت آن شىء است ؛ يعنى عبارت است از وجود بالفعل آن شىء . در مثالهايى كه قبلا گفته شد تخم مرغ حامل استعداد جوجه است ، يعنى وجود بالقوّهء جوجه است ، امّا آن وجود خاصّ جوجه كه آثار جوجه بودن بر او بار مىگردد بعد از آن است كه شىء واقعا و بالفعل جوجه بشود ، و واقعا هم حقيقت جوجه بودن بستگى تامّ و تمامى به اين حالت بالفعل دارد و اگر فرضاً ( به فرض محال ) اين فعليّت ، بدون سابقهء حالت بالقوّه حاصل شود حقيقت حاصل است همچنانكه اگر حالت بالقوّه حاصل شود ولى منتهى به فعليّت نگردد آن حقيقت حاصل نيست .
از آنچه گفته شد معلوم شد كه :
اوّلًا ، هميشه ميان گذشته و آينده ارتباط برقرار است ؛ يعنى آينده از گذشته گسسته نيست ، پديدههاى جهان مجموع امور منفصل و جدا از يكديگر نيستند .
ثانياً ، هر گذشتهاى با هر آيندهاى ارتباط ندارد ، بلكه گذشتهء خاص فقط با آيندهء خاص ، و آيندهء خاص با گذشتهء خاص پيوند دارد .
ثالثاً ، اين پيوند از نوع پيوند قوّه و فعل است . هر گذشته قوّهء آيندهاى است و هر آينده فعليّت گذشتهاى است و باز آن آينده به نوبهء خود قوّهء آيندهاى ديگر است يعنى همان نسبت را با آيندهء خود دارد كه گذشتهء وى با او داشت و آن گذشته نيز با گذشتهء خود همان نسبت را دارد كه آيندهء خودش با او داشت .
رابعاً ، پيوند گذشته و آينده چون از نوع پيوند قوّه و فعل است پس يك ارتباط ساده نيست ، بلكه گذشته و آينده مجموعا يك واحد واقعيّت را تشكيل مىدهند ؛ يك واقعيّت واحد متّصل و ممتد كه از گذشته به آينده كشيده شده و امتداد يافته است ؛ و به همين دليل - همچنانكه بعضى از متأخّرين حكماى اسلامى دريافتهاند - خروج اشياء از قوّه به فعل جز تدريجا و از طريق حركت و تحوّل به نحوى كه وحدت اتّصالى محفوظ باشد ميسّر نيست ، خواه اينكه آنچه از قوّه به فعل مىرسد جوهر باشد يا عرض . پس جواهر و اعراض عالم عموما چون تغيير مىپذيرند و از قوّه به فعل خارج
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٠٦