تعريف علل چهار گانه
1 و 2 . علّت غائى و علّت فاعلى :
و ما لاجله الوجود حاصل * فغاية و ما به ففاعل
آن چيزى كه وجود معلول به خاطر اوست « غايت » است و آن
چيزى كه وجود معلول به سبب اوست « فاعل » است .
شرح : اين بيت متضمّن تعريف علّت غائى و تعريف علّت فاعلى است .
علّت غائى عبارت است از آن چيزى كه معلول به خاطر او وجود پيدا كرده است . همان طورى كه در مثال « خط » گفته شد نويسنده به خاطر هدفى آن خط را مىنويسد و اگر هيچ هدف و غرضى در نوشتن خويش نمىداشت ممكن نبود آن خط را بنويسد ؛ يعنى اگر آن هدف نبود نويسنده به خط نوشتن وادار نمىشد و خط به وجود نمىآمد . پس خط كه معلول است به خاطر هدف مذكور به وجود آمده است .
علّت فاعلى عبارت است از مابهالوجود ؛ يعنى آن چيزى كه وجود معلول به سبب اوست ؛ يعنى او عطا كننده و آورندهء وجود معلول است . چنان كه در مثال « خط » گفته شد شخص نويسنده كه قوّه و علم و هنر و مهارت خود را به كار مىبرد و خط را وجود مىبخشد « فاعل » ناميده مىشود .
3 . علّت مادّى :
حامل قوّة لشىء عنصره * بوحدة اوضمّ ما يغايره
آن چيزى كه حامل استعداد شىء ديگر است ( به تنهايى
يا به ضميمهء شىء ديگر ) مادّهء آن شىء ناميده مىشود .
شرح : اين بيت ، تعريف « علّت مادّى » است ( البتّه در اصطلاح فرق است بين « مادّه » و « علّت مادّى » و ما بعداً اين فرق را توضيح خواهيم داد ) . در اين بيت علّت