منصرم و گذشتنى ، موصوف مىشود به « زمانى » « 1 »
مثل طبيعت نوشونده در هر « آن »
( يعنى طبيعت در هر آن حدوث پيدا مىكند ) .
شرح : آنچه تاكنون گفته شد يا مربوط به تعريف « حدوث » و « قدم » بود و يا مربوط به تقسيمات آنها و تاكنون دو تعريف و دو تقسيم در اين مورد ذكر شد . دو تعريف را قبلًا شرح داديم و در تقسيم هم يكى تقسيم حدوث و قدم بود به حقيقى و اضافى ، و ديگرى تقسيم ايندو بود به ذاتى و زمانى . اكنون مىخواهيم انقسام حدوث و قدم را به ذاتى و زمانى توضيح دهيم و براى اين منظور مقدّماتى را ذكر مىكنيم .
مقدّمهء اوّل
تقدّم و تأخّر و يا به تعبير ديگر سبق و لحوق ( يا سابقيّت و لا حقيّت ) - چنان كه بعداً گفته خواهد شد - انواع و اقسامى دارد كه البتّه واضحترين اين اقسام همان تقدّم و تأخّر زمانى است به اينكه چيزى بر چيز ديگر به حسب امتداد زمانى تقدّم پيدا كرده و يا به حسب امتداد زمانى ، چيزى از چيز ديگر تأخّر پيدا مىكند . امّا تقدّم و تأخّر منحصر به تقدّم و تأخّر زمانى نيست ، بلكه اقسام ديگرى از تقدّم و تأخّر وجود دارد . مثلًا ما مىگوييم لازمهء عدد 4 اين است كه زوج باشد ؛ يعنى محال است كه عدد 4 باشد و زوج نباشد ؛ يعنى امكان ندارد كه حتّى يك لحظه عدد 4 صفت زوج بودن را نداشته باشد . پس عدد 4 و صفت زوج بودن ، معيّت ( با همى ) زمانى دارند ، امّا در عين حال اين مسأله براى ما مطرح مىشود كه آيا عدد 4 در درجهء اوّل « زوج » است و در درجهء دوم 4 ، يا در درجهء اوّل 4 است و در درجهء دوم زوج ، و يا هيچيك از اينها ؟ شقّ سوم كه غير قابل قبول است ، زيرا لازمهء آن اين است كه عدد 4 و زوجيّت ارتباط مستقيمى با يكديگر نداشته باشند و حال آنكه مسلّم است كه 4 بودن و زوجيّت ملازم يكديگرند . دو شقّ
هامش
( 1 ) . يعنى اين ليسيّت را « ليسيّت يا عدم زمانى » مىگويند ، كما اينكه گاهى هم آن را « عدم مقابل » مىنامند ( حدوث زمانى عبارت است از تقدّم ليسيّت زمانى يا عدم مقابل بر وجود شىء . مصراع دوم از بيت دوم و مصراع اوّل از بيت سوم دربارهء تعريف « حدوث زمانى » است ) .