« قدم » ذكر شده است . « حدوث » يعنى بودن وجود شىء بعد از عدم آن شىء ؛ به عبارت ديگر اگر شيئى موجود بشود بعد از آنكه موجود نبوده است ، آن شىء حادث است . و امّا « قدم » يعنى اينكه وجود شىء مسبوق به عدم خود نباشد ؛ پس قديم يعنى آن چيزى كه موجود است و هميشه موجود بوده است . گاهى در تعريف « حدوث » و « قدم » به جاى آنكه بگويند « حدوث » مسبوقيّت وجود شىء به عدم او و « قدم » عدم مسبوقيّت وجود شىء به عدم اوست ، مىگويند « حدوث » مسبوقيّت وجود شىء به غير خودش و « قدم » عدم مسبوقيّت وجود شىء به غير خودش است .
حاجى سبزوارى پس از تعريف « حدوث » و « قدم » به بيان اقسام حدوث و قدم پرداخته است « 1 » . اوّلين تقسيم اين است كه هر يك از حدوث و قدم يا حقيقى است يا اضافى . حدوث و قدم حقيقى همان است كه تعريف آن در بالا گفته شد ، امّا حدوث و قدم اضافى همان است كه معمولا در عرف به كار برده و با كلماتى نظير « نو و كهنه » ، « جديد و قديم » از آن تعبير مىكنند . به عبارت ديگر از دو شىء حادث ، آن يكى را كه زمان حدوثش مقدّم است يعنى زودتر به وجود آمده است ، نسبت به شىء دوم « قديم » و آن شىء ديگر را كه زمان حدوثش مؤخّر است ، نسبت به شىء اوّل « حادث » مىگويند .
تقسيم ديگر اين است كه هر يك از حدوث و قدم يا ذاتى است يا زمانى :
و يوصف الحدوث بالذّاتى و ذا * قبليّة ليسيّة الذّات خذا
او عبّرن بالعدم المجامع * كما يكون سبق ليس واقع
منصرم ينعت بالزّمانى * كالطّبع ذى التّجديد كلّ آن
حدوث موصوف مىشود به « ذاتى » و آن عبارت
است از قبليّت ليسيّت ذات ( يعنى تقدّم نيستى
ذات ) بر وجود وى ، بگير ( اين مطلب را ) .
يا تعبير كن از « ليسيّت ذات » به « عدم مجامع » ( يعنى
در تعريف « حدوث ذاتى » به جاى تقدّم ليسيّت ذات
بر وجود ، بگو : تقدّم عدم مجامع بر وجود )
همانطور كه تقدّم ليسيّت واقعى ( يا وجودى )
هامش
( 1 ) . البتّه تعبير « تقسيم » در اينجا صحيح نيست و ما بعداً در اين باره بحث خواهيم كرد .