تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
قد كان الافتقار للامكان * فليجعل القديم بالزّمان
حق اين است كه نيازمندى به علّت ، به خاطر امكان است . پس قديم زمانى قرار داده شود ( مانعى نيست كه ممكن الوجود قديم زمانى باشد ) . شرح : اين بحث ، بحث بسيار مفيد و لازمى است . مورد بحث اين است كه ملاك نيازمندى به علّت چيست ؟ ما نظام علّت و معلول را مشاهده مىكنيم ، مىدانيم كه معلول نيازمند به علّت است ، اگر علّتها نباشند معلولها نخواهند بود . براى فيلسوف اين پرسش پيش مىآيد
هامش
و حال است و معلول يك سلسله علل است كه در متن واقع تغيير ناپذير است . ولى حقيقت اين است كه اين ايراد صحيح نيست . نقطهء مقابل امكان استقبالى ضرورت بالغير نيست كه گفته شود فرقى ميان گذشته و حال با مستقبل نيست ، بلكه ضرورت به شرط محمول است ؛ يعنى سخن در ضرورتى است كه به واسطهء تحقّق و فعليّت يافتن پديد مىآيد . بدون شك ميان گذشته و حال از يك طرف و آينده از طرف ديگر اين تفاوت هست كه گذشته و حال فعليّت يافته است و تغيير پذير نيست ولى آينده در حدّ قوّه است و « قابليّت » دو طرف در او هست . چيزى كه هست ، بايد متوجّه بود كه نظر فلاسفه در ضرورت به شرط محمول با نظر منطقيّين متفاوت است . نظر منطقيّين به عالم ذهن است . هرگاه قضيّه‌اى در ذهن اعتبار كنيم و در آن قضيّه ، محمول را قيد و شرط موضوع قرار دهيم و آنگاه محمول را بر موضوع حمل كنيم قضيّهء ما قضيّهء به شرط محمول است و حمل محمول در چنين قضيّه‌اى بر موضوع ، ضرورى است زيرا از جهتى از قبيل حمل شىء بر نفس است كه ضرورت ذاتى دارد و از نظر ديگر از قبيل ضرورت وصفى است ، و علّت اينكه آن را جداگانه اعتبار كرده‌اند همين است كه از جهتى به ضرورت ذاتى شباهت دارد و از جهتى به ضرورت وصفى و عين هيچكدام نيست . از اين نظر - كه نظر « منطقى » است - فرقى ميان گذشته و حال و آينده نيست زيرا اگر محمول را در مرتبهء موضوع اعتبار كنيم قضيّه ضرورى مىشود خواه آن محمول مربوط به گذشته و حال باشد يا مربوط به آينده ، پس ضرورت به شرط محمول اختصاص به گذشته و حال ندارد ، پس امكان استقبالى در مقابل اين ضرورت وجود ندارد . امّا نظر فلاسفه در ضرورت به شرط محمول به اعتبارات ذهنى نيست ، نظر اينها [ به ] عين واقعيّت است . آنها مىخواهند بگويند از نظر متن واقعيّت ، ميان گذشته و حال و آينده تفاوت است ؛ هر ماهيّتى كه متلبّس به وجود است نسبت وجود بدان ماهيّت ضرورى است ، زيرا ماهيّت متلبّس به وجود ، موجود است بالضروره و اين تلبّس در مورد گذشته و حال صادق است نه در مورد آينده . و اگر در اينجا فلاسفه اصطلاح ديگرى غير از « ضرورت به شرط محمول » وضع مىكردند ( مثلًا « ضرورت فعلى » يعنى ضرورتى كه منشأش فعليّت وجود است ) بهتر و مناسب‌تر بود . اين نكته نيز ناگفته نماند كه امكان استقبالى غير از امكان استعدادى است . امكان استقبالى نوعى امكان ذاتى است و چنان كه در محلّ خود ثابت شده است ميان امكان استعدادى و امكان ذاتى تفاوتهايى هست .