تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
اين است كه مىگوييم هر يك از اينها منقسم مىشود به دو قسم : بالذّات و بالغير . امّا آنجا كه شىء را در زمينهء وجود يا عدم شىء ديگر در نظر مىگيريم و با مقايسه با شىء ديگر مىخواهيم ببينيم او چه حكمى از احكام سه گانه را دارد ، هر يك از اينها را « بالقياس » مىخوانيم . همواره ميان وجود علّت و وجود معلول ، وجوب بالقياس حكمفرماست ؛ يعنى اگر علّت موجود باشد معلول بالضّروره موجود است ، همچنانكه اگر معلول باشد علّت بالضروره موجود است ؛ يعنى نوعى تلازم ميان آنها برقرار است ؛ همچنانكه ميان دو معلولى كه منتهى به علّت واحد مىشوند نيز وجوب بالقياس برقرار است . اختصاص به روابط علّى و معلولى ندارد ، در مورد متضايفين از قبيل ابوّت و بنوّت نيز وجوب بالقياس برقرار است با اينكه متضايفين علّت و معلول يكديگر نيستند . مثلًا هر جا كه ابوّت هست بنوّت هم هست و بالعكس ؛ يعنى در زمينهء وجود هر يك وجود ديگرى ضرورى است ؛ هر چند متضايفين را مىتوان از نوع دو معلولى كه به علّت واحد منتهى مىشوند دانست . ولى در ميان وجود علّت و عدم معلول ، و همچنين ميان عدم علّت و وجود معلول ، و همچنين ميان وجود هر يك از دو معلول علّت واحد و عدم ديگرى ، امتناع بالقياس برقرار است . امّا امكان بالقياس در جهان هستى كه همهء سلسله‌هاى علّت و معلول به هم پيوسته است و تمام سلسله‌ها به ذات واجب الوجود منتهى مىشود تحقّق ندارد . امكان بالقياس در موردى صدق مىكند كه ميان دو جزء ، رابطهء علّت و معلولى نباشد و در نهايت امر هم به يك علّت اصلى منتهى نگردند و اين با فرض منتهى شدن اشياء به واجب الوجود و وحدت واجب الوجود سازگار نيست « 1 » ، لهذا صاحب منظومه مىگويد :
هامش
صحيح نيست . پس امكان بالغير معنى ندارد ، زيرا آن چيزى كه آن را ممكن بالغير فرض كرده‌ايم يا واجب بالذات است يا ممتنع بالذات و يا ممكن بالذات . اگر واجب بالذات يا ممتنع بالذات باشد و امكان بالغير پيدا كرده باشد لازم مىآيد وجوب ذاتى و امتناع ذاتى زائل شده باشد يعنى يك امر ذاتى منقلب شده باشد و اين محال است ( فليس ما بالذّات منها ينقلب ) و اگر ممكن بالذات باشد يا اين است كه اين امكان غيرى كه از ناحيهء علّت خارجى آمده است همان است كه خود شىء قبلًا داشته است پس تحصيل حاصل است و محال است ، يا امكان ديگرى است پس لازم مىآيد شىء واحد دو امكان داشته باشد و اين نيز محال است . ( 1 ) . اينجا جاى يك سؤال هست و آن اينكه بنا بر اين قاعده كه همهء موجودات جهان يا علّت و معلول يكديگرند و يا در
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 369 | مرتضى مطهرى