مالكيّت ، يا زوجيّت ، يا رياست يا يك مقام و درجهء خاصّ اجتماعى را در مورد خاص به وجود آورد يا از آن مورد سلب نمايد ؛ همچنانكه مىتواند اصل موضوع را الغا نمايد ، مثلًا مالكيّت را به طور كلّى الغا نمايد .
2 . در اصطلاحات فلسفى . فلاسفه معتقدند كه معانى و مفاهيمى كه عارض ذهن ما مىشوند به طور كلّى بر دو قسم هستند :
الف . معانى و مفاهيمى كه خود آن معانى و مفاهيم مستقيما در خارج موجودند ؛ يعنى آنچه در خارج موجود است مصداق واقعى همان چيزى است كه در ذهن است و آنچه در ذهن است عكس و تصوير و ارائهء همان واقعيّتى است كه در خارج است ؛ مثل مفهوم « انسان » ، « گرمى » ، « بلندى » ، « كوتاهى » ؛ و دربارهء اينها كلمهء « موجود » صدق مىكند ، مثلًا مىگوييم : « انسان موجود است » ، « گرمى موجود است » ، « بلندى موجود است » ، « كوتاهى موجود است » .
ب . معانى و مفاهيمى كه خود آن معانى و مفاهيم مستقيما در خارج موجود نيستند بلكه انتزاع مىشوند از يك سلسله معانى و مفاهيم ديگر كه آنها در خارج موجودند و اينها به صورت صفتى و حكمى بر آنها صدق مىكنند ؛ يعنى خود صفت و حكم ، مرتبهاى از وجود به شمار نمىرود و ما بازائى در خارج ندارد و به اصطلاح معروف منطقيّين « محمول بالضميمه » نيست بلكه « خارج محمول » است . اين معانى و مفاهيم دربارهء اشياء خارجى صدق مىكنند ولى مفهوم « موجود » دربارهء اينها صدق نمىكند ؛ مثل مفهوم « امكان » و مفهوم « حدوث » . دربارهء يك شىء بالخصوص مىتوان گفت آن شىء ممكن است يا حادث است ولى نمىتوان گفت « امكان موجود است » يا « حدوث موجود است » ؛ همچنانكه دربارهء يك شىء بالخصوص مىتوان گفت معدوم است اما نمىتوان گفت « عدم وجود دارد » ؛ و همچنين دربارهء يك شخص مىتوان گفت كور است اما نمىتوان گفت « كورى وجود دارد » .
توضيح مطلب اينكه گاهى محمولى بر موضوع خاصّى حمل مىشود در حالى كه محمول علاوه بر وجود موضوع ، مرتبهاى از وجود به شمار مىرود و درست مثل اين است كه چيزى بر موضوع علاوه شده و به آن ضميمه گشته است ، مثل اينكه مىگوييم : « زيد عالم است » . در اينجا « عالم » بر « زيد » حمل شده است امّا مبدأ اين حمل ذات زيد نيست ؛ يعنى ذات زيد از آن جهت كه ذات زيد است استحقاق حمل « عالم » را ندارد ، بلكه از آن جهت كه داراى كيفيّت و حالتى است كه بر وجود ، علاوه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٣