مفاهيم « وجوب » و « امكان » و « امتناع » از اين جهت مانند مفهوم « وجود » مىباشند كه اوّلىّ التصوّر و بديهى و بى نياز از تعريف مىباشد « 1 » .
هامش
ب . ملاك اين نيازمندى چيست ؟ چگونه است كه بعضى از معانى و مفاهيم ، بى نياز از تعريف و شرح مىباشند و بعضى نيازمند ؟ به عبارت ديگر چگونه است كه بعضى از مفاهيم ذهنى ، خالى از هر نوع ابهام است و ذهن ، خود را از پرسش از چيستى آنها بى نياز مىداند و بعضى ديگر از مفاهيم است كه ذهن ، خود را نيازمند به شرح و شكافتن مىداند ؟ تفاوت اين دو نوع مفهوم در چيست ؟ در اينجا سخنان زيادى گفته شده است . حق اين است كه ملاك اين جهت ، بساطت و تركّب مفاهيم است و ما به تفصيل ، اين مطلب را در فصل مربوط به « تعريف وجود » ذكر كردهايم .
( 1 ) . بابا افضل كاشانى كه يكى از بزرگان حكماى اسلامى است ، در تعبيرات فارسى خود به جاى كلمات « واجب » ، « ممكن » ، « ممتنع » ، كلمات : « بايا » ، « شايا » ، « نايا » را به كار برده است و قهراً بر مبناى پيشنهاد او ، به جاى كلمات « وجوب » ، « امكان » ، « امتناع » ، كلمات « بايستن » ، « شايستن » و « نبايستن » بايد به كار برده شود .