تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
محمول مثل همهء قضاياى حمليّه بر موضوع حمل شده است ، امّا محمول در اينجا وجودى عليحده و جدا از موضوع خود ندارد و چون محمول نه در ذهن و نه در خارج وجودى عليحده و جدا از موضوع خود ندارد عارض بر موضوع نشده است « 1 » . پس اين كه حكما در اينجا حمل محمول بر موضوع را « عروض » ناميده‌اند نوعى مسامحه در تعبير به كار برده‌اند و بهتر بود كه به اين صورت تعبير مىكردند : محمول يا عارض بر موضوع است و يا عارض بر موضوع نيست ( از باب اين كه وجودى جدا از موضوع خود ندارد ) . اگر عارض بر موضوع باشد يا ظرف عروض و ظرف اتّصاف هر دو « خارج » است و يا ظرف عروض و ظرف اتّصاف هر دو « ذهن » است . اگر ظرف عروض و ظرف اتّصاف هر دو « خارج » باشد محمول از معقولات اوّليّه است و اگر ظرف عروض و ظرف اتّصاف هر دو « ذهن » باشد محمول از معقولات ثانيهء منطقى است . امّا اگر محمول از باب اينكه نه در خارج و نه در ذهن وجودى جدا از موضوع خود ندارد عارض بر موضوع نباشد در اين صورت محمول از معقولات ثانيهء فلسفى به شمار مىرود . ثالثاً ، اين كه در قسم سوم - يعنى معقولات ثانيهء فلسفى - گفته مىشود كه « ظرف عروض ، ذهن و ظرف اتّصاف ، خارج است » درست نيست ، زيرا آن چيزى كه موضوع در خارج به آن متّصف است مصداق محمول است و آن چيزى كه در ذهن به موضوع ملحق مىشود مفهوم محمول است ( دقّت شود ) . به علاوه كلمهء « عروض » در اينجا به دو معنى مختلف به كار رفته است : آنجا كه گفته مىشود « ظرف عروض و ظرف اتّصاف هر دو خارج است » از « عروض » حلول وجودى قصد شده است ( عروض به اصطلاح باب مقولات ) و آنجا كه گفته مىشود « ظرف عروض ، ذهن و ظرف اتّصاف ، خارج است » از « عروض » معناى حمل شىء خارج از ذات قصد شده است . رابعاً ، اينكه در قسم دوم - يعنى معقولات ثانيهء منطقى - گفته مىشود كه « ظرف عروض و ظرف اتّصاف هر دو ذهن است » خالى از اشكال نيست ، زيرا در قسم اوّل - يعنى معقولات اوّليّه - كه گفته مىشود « ظرف عروض و ظرف اتّصاف هر دو خارج
هامش
( 1 ) . حتى در آنجايى هم كه ظرف عروض و ظرف اتصاف ، هر دو « خارج » است - مانند « زيد قائم » - عروض به معنى عارض شدن چيزى بر چيزى وجود ندارد و ما فقط حكم كرده‌ايم به اتّحاد قيام و زيد .