ثانياً ، اين فرق اعتبارى ، براى اين كه ظرف ايندو را از يكديگر جدا كند كافى نيست ، زيرا فرض اين است كه يك نسبت است كه دو اعتبار دارد ، و نمىشود كه ظرف نسبت به يك اعتبار « ذهن » و به اعتبار ديگر « خارج » باشد . لذا در قسم سوم كه بين ظرف عروض و ظرف اتّصاف تفكيك مىشود كمى غريب به نظر مىرسد . وقتى مىگوييم : « زيد ممكن الوجود » است آيا زيد خارجى ممكن الوجود است يا زيد ذهنى ؟ مسلّم است كه هم زيد خارجى ممكن الوجود است و هم زيد ذهنى . زيد خارجى قطعا ممكن الوجود است ، زيرا در غير اين صورت يا بايد ممتنع الوجود باشد يا واجب الوجود . امّا مسلّم است كه زيد ممتنع الوجود نيست ، زيرا اگر ممتنع بود پا به عرصهء وجود نمىگذاشت . از طرف ديگر واجب الوجود هم نيست ، زيرا اگر واجب الوجود بود به صفت ممكن الوجود بودن متّصف نمىشد و واضح است كه منظور ما از قضيّهء « زيد ممكن الوجود است » وجود خارجى زيد است . اكنون آيا اوّل زيد وجود پيدا مىكند و بعد صفت « امكان » براى او پيدا مىشود ؟ اگر چنين باشد كه زيد قبل از اتّصاف به « امكان » وجود داشته باشد و « امكان » در مرتبهء بعد براى او پيدا شده باشد آيا زيد قبل از متّصف شدن به صفت « امكان » واجب بود يا ممكن ؟ طبق اين فرض - كه مىگوييم صفت « امكان » در مرتبهء بعد براى زيد پيدا شده است - بايد زيد واجب الوجود باشد ، زيرا امكان ندارد كه صفت « امكان » عارض شيئى بشود كه وجود دارد ، زيرا « امكان » ذاتا بر « وجود » تقدّم دارد و شىء در درجهء اوّل ممكن مىشود و سپس موجود مىگردد . پس بر خلاف « زيد قائم » - كه وجود زيد بر قيام مقدّم است - در مثال « زيد ممكن الوجود است » تقدّم وجود زيد بر امكان ، قابل تصوّر نيست . بنابراين « امكان » در خارج نمىتواند عارض بر زيد بشود . اما اتصاف زيد به امكان در خارج است . اكنون اين چه معمّايى است كه از يك طرف مىبينيم آنكه متّصف به صفت « امكان » مىگردد زيد است آن هم در خارج ، امّا از طرف ديگر صفت « امكان » نمىتواند در خارج ملحق به زيد شود ؟ ! چگونه چيزى كه در خارج وجود ندارد صفت اشياء در خارج قرار مىگيرد ؟
پاسخ آن است كه اگر صفتى در خارج ، وجودى عليحده و جدا از موصوف خود نداشته باشد بلكه در خارج موجود باشد به عين وجود موصوف خود ، در اين صورت مىتوان گفت كه آن موصوف در خارج متّصف به آن صفت مىگردد اما معروض آن واقع نمىشود . علّت اين امر هم يا از جهت اعتبارى بودن آن صفت است و يا از باب
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٨١