تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
اين است كه مىگوييم ظرف اتصاف ، خارج و ظرف عروض ، ذهن است . 4 . ظرف عروض عارض بر معروض ، خارج و ظرف اتّصاف معروض به عارض ، ذهن است . از اين چهار قسم ، قسم چهارم فقط فرض محض است و محال و غير ممكن است . از سه قسم باقيمانده ، قسم اوّل را « معقولات اوّليّه » ، قسم دوم را « معقولات ثانيهء منطقى » و قسم سوم را « معقولات ثانيهء فلسفى » مىنامند « 1 » . اين بود خلاصهء بيانى كه متأخّرين در مورد « معقولات ثانيه » دارند و چنين به نظر مىرسد كه اين بيان - كه در منظومه سبزوارى هست - در ميان متأخّرين پيدا شده باشد و شايد هم از اختصاصات حكيم سبزوارى باشد . تاكنون ما اين بيان را در كلمات ساير حكما و خصوصا حكماى بزرگ مانند ابن سينا و صدرالمتألّهين نديده‌ايم ، فقط در يكى از فصول اسفار « 2 » جمله‌اى هست كه اين مطلب از آن استشمام مىشود و شايد همين جمله منشأ بيان متأخّرين شده باشد . امّا به هر حال اين نظريّه ، مخدوش و ايرادات متعدّدى بر آن وارد است كه به ذكر آن مىپردازيم :

ايرادات وارد بر اين نظريّه

1 . اوّلين ايرادى كه بر بيان حاجى وارد است اين است كه مقسم همهء اين اقسام را « عارض » و يا « محمول » قرار داده است ؛ يعنى هر وقت عارضى بر معروضى و يا محمولى بر موضوعى حمل شود آن وقت آن عارض يا معقول اوّلى است يا معقول ثانى فلسفى و يا معقول ثانى منطقى . چه لزومى دارد كه ما مقسم معقولات اوّليّه و
هامش
( 1 ) . معقولات اوّليّه معمولا در علوم مورد بحث قرار مىگيرند ، مثلًا در علم فيزيك ما با نور ، صوت ، حرارت ، الكتريسيته ، آهن و غيره سر و كار داريم كه اينها همه از معقولات اوّليّه به شمار مىروند . بر عكس ، « منطق » معقولات ثانيهء منطقى را مورد بحث قرار مىدهد و به هيچ وجه با معقولات اوّليّه سر و كار ندارد . همچنين معقولات ثانيهء منطقى بجز در منطق در ساير علوم ابدا مطرح نمىگردد . امّا معقولات ثانيهء فلسفى كه همان معانى عامّه هستند « فلسفه » را تشكيل مىدهند . از معقولات اوّليّه نمىتوان فلسفه به وجود آورد . معقولات اوّليّه يكسره با خارج ، و معقولات ثانيهء منطقى يكسره با ذهن سر و كار دارند ، اما معقولات ثانيهء فلسفى از يك جهت شبيه معقولات اوّليّه و از جهت ديگر شبيه معقولات ثانيهء منطقى هستند و از يك طرف با ذهن و از طرف ديگر با خارج ارتباط دارند . ( 2 ) . در كتاب اسفار ، جلد 2 ، صفحهء 64 تعبيرى هست در عروض خارجى و عروض ذهنى كه با تعبير حاجى فرق مىكند و مؤيّد اشكالات ما بر بيان حاجى است و بر خود آن بيان شايد چندان اشكالى وارد نباشد .