تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
از آنچه گفته شد اين نكته آشكار گرديد كه « معقولات ثانيه » يا « معقولات درجهء دوم » از آن جهت به اين اسم ناميده شده‌اند كه در درجهء دوم از لحاظ ادراك ذهن قرار گرفته‌اند ؛ يعنى در وهلهء اوّل معقولات اوّليّه براى ذهن حاصل مىشود و در وهلهء دوم معقولات ثانيه به عنوان صفت و حالت معقولات اوليه در ذهن نمودار مى گردند . پس معقولات ثانيه از لحاظ ذهن ما - يعنى از آن جهت كه معقولات معقولات هستند - در درجهء دوم قرار گرفته‌اند و البته منافاتى نيست بين اين مطلب و اينكه اين مفاهيم و عناوين از نظر ديگر يعنى از نظر رابطه با عالم خارج در درجهء اوّل ، و معقولات اوّليّه در درجهء دوم قرار گيرند همان طورى كه طرفداران نظريّهء اصالت وجود آنجا كه بحث اصالت و اعتباريّت را به ميان مىآورند وجود را اصيل و ماهيّت را اعتبارى مىدانند .

اصطلاح حكما در تعريف معقولات اوّليّه و ثانويّه

تاكنون سخن از معقولات اوّليّه و ثانويّه و فرق آنها با يكديگر بود . اكنون بايد دانست كه معقولات ثانيه خود بر دو نوعند : معقولات ثانيهء منطقى و معقولات ثانيهء فلسفى . پس سه دسته از معقولات وجود دارد : معقولات اوّليّه ، معقولات ثانيهء منطقى و معقولات ثانيه فلسفى . در تعريف هر يك از اين سه دسته از معقولات و ملاك تمايز آنها با يكديگر ، متأخّرين از حكما تعبيرى دارند كه خالى از اشكال و ابهام نيست و نيازمند شرح و توضيح است . حاجى سبزوارى اين تعبير را در ضمن ابيات زير آورده است :
ان كان الاتّصاف كالعروض فى * عقلك فالمعقول بالثّانى صفى بما عروضه بعقلنا ارتسم * فى العين او فيه اتّصافه رسم فالمنطقىّ الاوّل كالمعرّف * ثانيهما مصطلح للفلسفى
بر حسب اين تعبير ، آنجا كه محمولى عارض موضوعى مىشود و موضوع ، متّصف به آن محمول مىگردد ، دو نسبت متصوّر است : يكى عروض محمول بر موضوع و يكى اتّصاف موضوع به محمول . در اينجا چهار حالت قابل تصوّر است : 1 . عروض عارض بر معروض خودش و اتصاف آن معروض به عارض هر دو در خارج است ، مانند اينكه مىگوييم : « زيد آمد » ؛ در اينجا متّصف شدن زيد به « آمدن » در خارج