تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
حسّى ادراكى است كه مستقيما به وسيلهء يكى از حواسّ ظاهرى ( باصره ، سامعه ، شامّه و ذائقه ) و يا حواسّ باطنى صورت مىگيرد . صورتى كه در اثر اين احساس در ذهن پيدا مىشود « صورت محسوسه » نام دارد . در اينجا آن چيزى كه بدون واسطه مورد ادراك قرار مىگيرد همان تصويرى است كه از شىء محسوس در ذهن نقش مىبندد و الّا واقعيّت آن تصوير ، در خارج است نه در ذهن . حال اگر ارتباط و مواجههء مستقيم آن شىء محسوس با حواسّ ما قطع شود به كمك همان صورت محسوسه‌اى كه در ذهن ما دارد خاطره‌اش در ذهن باقى مىماند و در خيال يا حافظه نگهدارى مىشود و آن را در اين مرتبه « صورت خيالى » و ادراك آن را « ادراك خيالى » مىنامند . اكنون اگر چندين صورت خيالى از چندين شئ محسوس كه در جهاتى با يكديگر اشتراك دارند در نظر بگيريم ذهن ما قادر است كه وجه اشتراك همهء اين افراد را گرفته و يك مفهوم كلّى بسازد كه همهء آن افراد را شامل گردد . اين مفهوم كلّى را كه بر افراد بسيار و حتى غيرمتناهى صدق مىكند « معقول » مىنامند « 1 » . ادراك حسّى و ادراك خيالى هر دو ادراك جزئى هستند و از اين لحاظ با يكديگر اشتراك دارند . اما ادراك عقلى ، كلّى است و از اين جهت با ادراك حسّى و ادراك خيالى فرق دارد . حيوانات نيز در دو مرحلهء ادراك حسّى و ادراك خيالى با انسان اشتراك دارند و فقط مرحلهء ادراك عقلى را فاقد هستند . از اينجا معلوم شد كه مقصود ما از كلمهء « معقول » در آغاز سخن چيست . معقول ، آن معنى و مفهوم كلّى است كه قابل انطباق بر كثيرين است و در مرحلهء ادراك عقلى حاصل مىشود نه در مرحلهء ادراك حسّى يا ادراك خيالى . پس « كلّيّت » صفت غير قابل انفكاك « معقول » است و هيچ مفهوم جزئى « معقول » نيست . معانى و مفاهيم كلّى نقش مهمّى در ادراكات انسان ايفا مىكنند . اغلب الفاظى كه مورد استفادهء روزمرّه قرار مىگيرند مانند انسان ، ميوه ، كبوتر ، گوسفند ، كتاب ، . . . از اين قبيل هستند . اگر به يك صفحه از يك كتاب بنگريد به تعداد بسيار معدودى الفاظ برخورد مىكنيد كه نام شخص يا شيئى يا مكانى باشد ، بقيّهء الفاظ همه الفاظ كلّى هستند ، حتى افعال و
هامش
( 1 ) . از آنچه گذشت ضمنا معلوم شد كه براى نفس سه قوّه است : قوّهء حاسّه ، قوّهء خيال ، قوّهء عاقله ، و ما از راه همين آثار مختلف مىتوانيم به وجود اين قوا پى ببريم . در اينكه راه اثبات اين قوا چيست ، آيا همين آثار مختلف است يا چيز ديگر ، بحثهايى است كه حكما در مباحث « نفس » متعرّض آن شده‌اند .