تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
وسطى هستند كه مطابق آنچه در كتب تاريخ فلسفه بيان شده است منكر ادراكات عقلى بوده‌اند و آنها را « اسميّون » « 1 » مىنامند . از فلاسفهء قرون جديد نيز بعضى مانند هيوم « 2 » راهى را طى كرده‌اند كه منجر به انكار ادراكات عقلى به صورت يك نوع ادراك مستقل مىگردد و البتّه در جاى خود بطلان اين نظريّه آشكار گرديده است . اكنون براى روشن شدن مطلب به ذكر مثال مىپردازيم . شك نيست كه ذهن انسان در آغاز ، خالى از هر تصوّر و ادراك است . يك كودك نوزاد نه از انسان تصوّرى دارد نه از حيوان ، نه از زمين و نه از آسمان ، نه از جماد و نه از نبات ، نه از سياهى و نه از سفيدى ، نه از شيرينى و نه از تلخى و نه از هيچ چيز ديگر . همهء اين تصوّرات تدريجا براى او پيدا مىشود . اكنون ببينيم كيفيّت پيدايش اين تصوّرات چگونه است . فرض كنيد براى اوّلين بار مايع تلخى به كام او ريخته مىشود . البته در آن حال كه اين مايع تلخ را مىخورد احساس مخصوصى در او پيدا مىشود ، امّا بعدها هر چند خود اين احساس به صورت احساس ، ديگر وجود ندارد ولى به واسطهء استعداد خاصّى كه آن را « قوّه حافظه » مىناميم صورتى از آن را در خود حفظ مىكند و به واسطهء استعداد ديگرى كه آن را « ذاكره » مىناميم مىتواند آن را در شرايط معيّنى به ياد آورد و شك نيست كه به ياد آوردن تلخى عين تلخ شدن ذائقه نيست . اكنون فرض كنيد اين نوزاد بار دوم يك شىء تلخ ديگرى را مىچشد و مانند بار اوّل احساس مخصوصى در او پيدا مىشود و قهراً به واسطهء مشابهت دو حالت ، تداعى معانى مىشود و ذهن دو صورت شبيه به هم را ضبط مىكند . پس از اين كه چند بار اشياء تلخ را چشيد و مكرّرا احساس تلخى در او پيدا شد تدريجا ذهن قوى مىشود و استعداد ديگرى بروز مىكند و تصوّر ذهنى به اين شكل در مىآيد كه ممكن است همين چيزى كه مكرّرا برايش پيدا شده بارهاى ديگر هم پيدا شود ؛ يعنى اين تلخيهاى مختلف و متعدّد كه هر كدام در شرايط معيّن و زمان معيّنى پيدا شده و هر يك متشخّص به تشخّص جداگانه‌اى است و هر يك غير ديگرى است به اين صورت در مىآيد كه همه يك چيز است ، يك تلخى است كه مكرّر شده و باز هم ممكن است تكرار شود ؛ يعنى ذهن يك وحدت و يا يك معناى واحدى را انتزاع مىكند كه بر هر يك
هامش
( 1 ) .nominalistsنامگرايان ، اسميّون ، اصحاب اصالت تسميه . ( 2 ) .Hume.