تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
اين قاعده را در باب تضايف بپذيريم لازم مىآيد كه متضايفين هميشه متحد در وجود باشند و حال آنكه متضايفين از قبيل متقابلين هستند و لااقل از اختلاف و تعدد ابائى ندارند . بنابر اين مثلًا « ابوّت » و « بنوّت » نيز كه مانند عاقليّت و معقوليّت از متضايفين به شمار مىروند بايد متحد باشند و حال آنكه بالضروره « اب » و « ابن » متغايرند نه متحد . پاسخ اين اشكال اين است كه همانطور كه در محلّ خود تحقيق شده است فرق است بين « مضاف حقيقى » و « مضاف مشهورى » و نيز فرق است بين اتحاد در مفهوم و اتحاد در مصداق . مغايرتى كه در مورد ابوّت و بنوّت ديده مىشود ، اوّلا مغايرت بين دو انسان ( پدر و فرزند ) است كه مضاف مشهورىاند نه مضاف حقيقى ، ثانيا مغايرت مفهومى اين دو شىء است ؛ چيزى كه هست اين است كه ايندو مصداق حقيقى و ما بازاء حقيقى در خارج ندارند و به اصطلاح از « معقولات ثانيه » به شمار مىروند كه منشأ انتزاعشان در خارج است نه در خودشان و از اين جهت ما يك شىء پيدا نمىكنيم كه هم مصداق اب باشد و هم مصداق ابن ؛ و اساساً مغايرت مضاف حقيقى و مضاف مشهورى در جايى تحقق مىيابد كه آن مفهوم اضافى از مفاهيم انتزاعى و از معقولات ثانيه باشد و الّا چنين اختلاف و تغايرى صورت نمىگيرد مانند مواردى كه دو مفهوم متضايف از شؤون وجود باشند نه از اعتباريّات محضه ، مثل عالميّت و معلوميّت ، عاقليّت و معقوليّت و غير اينها . در اينجا اشكال دقيق‌ترى به وجود مىآيد و آن اينكه حتى با اين مقياس و معيار نيز مطلب تمام نمىشود ، زيرا در مفاهيمى كه از شؤون وجود به شمار مىروند و متضايف هستند باز مغايرت وجود دارد مثل مفهوم علّيت و معلوليّت ، قادريّت و مقدوريّت و حتى مريديّت و مراديّت . پس عين برهان اتّحاد عاقل و معقول را با توجه به همان نكته‌اى كه الآن ذكر شد مىتوان در باب علّت و معلول و قادر و مقدور به كار برد و اتّحاد علت و معلول و يا قادر و مقدور را نتيجه گرفت و حال آنكه اتّحاد علّت و معلول و همچنين اتّحاد قادر و مقدور به ضرورت عقل باطل است . پاسخ اين اشكال اين است كه علّيت و قادريّت و مريديّت و امثال اينها نيز با معلوليّت و مقدوريّت و مراديّت متّحدند ، زيرا مثلًا علّيت چيزى جز ايجاد و موجديّت نيست و شك نيست كه « ايجاد » عين وجود معلول است . همچنين مريديّت با مراد بالذات و قادريّت با مقدور بالذّات در خارج يك چيزند . پس مرتبهء معلوليّت و مقدوريّت و مراديّت همان مرتبهء علّيت و قادريّت و مريديّت است همانطور كه مرتبهء