تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
دو عنصر داراى وجود و اثرى مستقل و مخصوص به خود بوده ، ولى پس از تركيب شخصيت ديگر به وجود مىآيد كه داراى اثرى است مستقل و مغاير با اثر هر يك از دو عنصر تشكيل دهنده . در تركيب حقيقى بايد « تكثير » تبديل به « توحيد » شده و از شخصيتهاى متعدّد ، شخصيّت واحد حاصل شود و مطابق آنچه در محلّ خود به تحقيق پيوسته است اين امر امكان ندارد مگر اينكه اين دو عنصر حالت « مادّه » را به خود بگيرند و از نو « صورت » و فعليّتى بر آنها افاضه شود . اكنون در اينجا جاى يك سؤال هست و آن اينكه اين دو عنصر كه به صورت « مادّه » در مىآيند و « صورت » جديدى به آنها افاضه مىشود ، آيا افاضه شدن اين صورت جديد متوقّف است به از بين رفتن هر يك از دو صورت خاصّ آن دو عنصر ، و يا آنكه مانعى ندارد كه هر يك از اين دو عنصر با حفظ همان صورت و فعليّتى كه دارند به عنوان « مادّه » براى « صورت » جديد قرار گيرند ؟ اين خود مطلبى است مهم و يكى از موارد اختلاف نظريهء ابن سينا و صدرالمتألّهين است و لزومى ندارد كه ما در اينجا وارد اين بحث بشويم . چنان كه گفته شد تركيب حقيقى را به دو نحو مىتوان فرض كرد : اتّحادى و انضمامى . تركيب اتّحادى تصورش آسان است ، زيرا تركيب اتّحادى عبارت است از اينكه دو جزء مجموعاً وحدتى را تشكيل دهند . اشكال در تصوّر تركيب انضمامى است . تركيب انضمامى يعنى اينكه دو جزء ضميمهء يكديگر واقع شوند . اينجاست كه يك اشكال به نظر مىرسد و آن اينكه اگر واقعا بين اين دو جزء وحدت خارجى وجود ندارد و مجموعا يك واحد را تشكيل نمىدهند پس اساساً اين تركيب يك تركيب اعتبارى است نه حقيقى و حال آنكه محلّ كلام تركيب حقيقى است ؛ و اگر بين اين دو جزء وحدت خارجى برقرار است پس تركيب اتّحادى است و بنابراين تركيب حقيقى انضمامى معنى ندارد . اين اشكال را مىتوان به اين نحو پاسخ داد كه دو چيزى كه با يكديگر رابطهء وجودى دارند و مجموعا يك وجود واحد را تشكيل مىدهند به دو نحو قابل فرض است : يكى اينكه إحدى المتّحدين ، متحصّل الذات و مستغنى از ديگرى باشد به طورى كه تغيير و تبديل ديگرى مستلزم تغيير و تبديل او نيست كه اين را مىگوييم « تركيب انضمامى » مانند تركيب جوهر و عرض كه يك تركيب حقيقى انضمامى است . يكى هم اينكه هيچيك از اين متّحدين ، در وجود و يا لوازم وجود مستغنى از ديگرى نباشد مانند
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 246 | مرتضى مطهرى