تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
محمول ؛ ولى در مثال دوم تصوّر ما از « مثلّث » با تصوّر ما از « تساوى مجموع زوايا با دو قائمه » مساوى نيست بلكه دو تصوّر و دو مفهوم جداگانه مىباشند . 2 . در مبحث « تناقض » ثابت شده است كه تناقض وقتى حاصل است كه يكى از دو نقيض عيناً رفع ديگرى باشد ؛ يعنى دو قضيهء موجبه و سالبه آنگاه نقيض يكديگر خواهند بود كه مفاد سالبه رفع آن موجبه باشد و به عبارت ديگر همان چيزى را كه موجبه اثبات كرده است سالبه نفى كند نه چيز ديگر را . اهل منطق گفته‌اند وحدت مفاد موجبه و سالبه آنگاه محقّق مىشود كه هشت وحدت حكمفرما باشد : وحدت در موضوع ، محمول ، شرط ، اضافه ، جزء و كلّ ، قوّه و فعل ، زمان و مكان . صدرالمتألّهين معتقد شد كه براى اينكه وحدت ايجاب و سلب برقرار باشد علاوه بر وحدتهاى نامبرده « وحدت در حمل » نيز ضرورت دارد . ممكن است در موردى تمام وحدتهاى هشتگانه موجود باشد ، در عين حال وحدت كامل موجود نباشد و قهراً تناقضى هم در كار نباشد . مثلًا اگر بخواهيم مفهوم « جزئى » و مفهوم « كلّى » را تعريف كنيم مىگوييم : « جزئى عبارت است از ممتنع الصدق على كثيرين » همچنانكه در تعريف « كلّى » مىگوييم : « عبارت است از غير ممتنع الصدق على كثيرين » . در قضيهء نامبرده « جزئى » موضوع است و « ممتنع الصدق على كثيرين » محمول است و قضيهء نامبرده قضيّهء صادقه است . ولى از نظر ديگر جزئى ممتنع الصدق على كثيرين نيست بلكه غير ممتنع الصدق على كثيرين است ، زيرا مفهوم جزئى خود يك مفهوم كلّى است و شامل افراد غير متناهى مىباشد . به عبارت ديگر مفهوم جزئى ، جزئى است به حمل اوّلى ، و كلّى است به حمل شايع صناعى ، و به تعبير ديگر مفهوم « جزئى » خودش خودش است ولى خودش مصداق خودش نيست بلكه مصداق ضدّ خودش يعنى مفهوم « كلّى » است . در مثال نامبرده كه هم حكم به « جزئى جزئى است » و هم حكم به « جزئى جزئى نيست ، بلكه كلّى است » صادق است ، همهء وحدتهاى هشتگانه موجود است و در عين حال مفاد موجبه و سالبه وحدت ندارد و به همين دليل تناقضى در كار نيست . علت اينكه وحدت واقعى ميان موجبه و سالبه نيست اين است كه وحدت حمل در كار نيست « 1 » .
هامش
( 1 ) . در اينكه بيان صدرالمتألّهين در باب انواع حمل ، بيان دقيق و جالبى است و بسيارى از اشكالات و از آن جمله