طبيعى ، بنّا علت خانه است زيرا بنّا به وسيلهء يك سلسله نقل و انتقالها بالأخره منشأ ساختن يك خانه شده ، ولى علماى علم الهى هرگز بنّا را « علّت خانه » نمىخوانند ، زيرا بنّا به وجود آورندهء خانه نيست ، بلكه مصالح خانه قبلًا وجود داشته است و كار بنّا فقط اين بوده كه به آنها سازمان داده است . همچنين پدر و مادر نسبت به فرزند بر حسب اصطلاح علماى علوم طبيعى « علّت » شمرده مىشوند ولى بر حسب اصطلاح فلسفه ، آنها « مقدّمه » ، « معدّ » و « مجرا » ناميده مىشوند ، « علّت » شمرده نمىشوند .
مسألهء ديگر در باب « علّت و معلول » اين است كه سلسلهء علل ( البته « علل » به اصطلاح فلاسفه نه « علل » به اصطلاح علماى طبيعى ؛ يعنى علل وجود نه علل حركت ) متناهى است و محال است نامتناهى باشد ؛ يعنى اگر وجود يك شىء ، صادر از علتى و قائم به علتى باشد و وجود آن علت نيز قائم به علت ديگر ، و وجود آن علت نيز قائم به علت ديگر باشد ، ممكن است هزارها و ميليونها و يا ميلياردها علت و معلول به اين ترتيب هر كدام صادر از ديگرى باشد و بالا برود ولى در نهايت امر به علتى منتهى مىگردد كه آن علت قائم بالذات است و قائم به علتى ديگر نيست زيرا تسلسل علل غير متناهيه محال است . فلاسفه براهين زيادى اقامه مىكنند بر امتناع تسلسل علل غير متناهيه ، و اين تعبير را مخفّف مىكنند و مىگويند : « تسلسل علل محال است » و غالباً تعبير را از اين هم مخفّفتر مىكنند و مىگويند : « تسلسل محال است » و البته مقصود اين است كه تسلسل علل غير متناهيه محال است .
كلمهء « تسلسل » از مادهء « سلسله » است كه به معنى زنجير است . پس تسلسل يعنى زنجيره شدن علل غير متناهيه . فلاسفه ، نظام و ترتيب علل و معلولات را به حلقات زنجير كه به ترتيب پشت سر يكديگر قرار گرفتهاند ، تشبيه كردهاند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٩