تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
وضع ، مقولهء متى ، مقولهء اضافه ، مقولهء جِده ، مقولهء فعل ، مقولهء انفعال . به عقيدهء ارسطوئيان حركت ، تنها در مقولهء كمّ و مقولهء كيف و مقولهء أيْن واقع مىشود ، در ساير مقولات حركت صورت نمىگيرد . تغييرات ساير مقولات همه دفعى است و به عبارت ديگر ساير مقولات از ثبات نسبى برخوردارند ، و سه مقوله‌اى هم كه حركت در آنها وقوع مىيابد ، نظر به اين كه خود حركت دائم نيست ، گاه هست و گاه نيست ، بر آن سه مقوله نيز ثبات نسبى حكمفرماست . پس در فلسفهء ارسطو ثبات بيش از تغيير ، و يكنواختى بيش از دگرگونى به چشم مىخورد . بوعلى سينا معتقد شد كه در مقولهء وضع نيز حركت صورت مىگيرد ؛ يعنى او ثابت كرد كه برخى حركات ، مانند حركت كره بر گرد محور خودش ، از نوع حركت وضعى است نه از نوع حركت اينى . از اين رو حركات أينى بعد از بوعلى اختصاص يافت به حركات انتقالى . آنچه بوعلى كشف كرد و مورد قبول ديگران واقع شد وجود يك حركت ديگر نبود ، بلكه توضيح ماهيت يك نوع حركت بود كه ديگران آن را از نوع حركت اينى مىدانستند و او ثابت كرد كه از نوع حركت وضعى است . از جمله تحولات اساسى كه در فلسفهء اسلامى و به وسيلهء صدرالمتألّهين رخ داد ، اثبات « حركت جوهريّه » بود . صدرالمتألّهين ثابت كرد كه حتى بر اصول ارسطويى ماده و صورت نيز بايد قبول كنيم كه جواهر عالم در حال حركت دائم و مستمر مىباشند ، يك لحظهء ثبات و همسانى در جواهر عالم وجود ندارد و اعراض ( يعنى نُه مقولهء ديگر ) به تبع جوهرها در حركت‌اند . از نظر صدرالمتألّهين طبيعت مساوى است با حركت ، و حركت مساوى است با حدوث و فناى مستمر و دائم و لا ينقطع . بنابر اصل حركت جوهريّه ، چهرهء جهان ارسطويى به كلى دگرگون مىشود . بنابر اين اصل ، طبيعت و ماده مساوى است با حركت ، و زمان عبارت است از اندازه و كشش اين حركت جوهرى ، و ثبات مساوى است با ماوراء الطبيعى بودن . آنچه هست يا تغيير مطلق است ( طبيعت ) و يا ثبات مطلق است ( ماوراء طبيعت ) . ثبات طبيعت ، ثبات نظم است نه ثبات وجود و هستى ؛ يعنى بر جهان ، نظام مسلّم و لا يتغيّرى حاكم است ولى محتواى نظام كه در داخل نظام قرار گرفته است متغير است ، بلكه عين تغيير است . اين جهان ، هم هستىاش ناشى از ماوراء است و هم نظامش ، و اگر حكومتِ جهانِ ديگر نمىبود اين جهان كه يكپارچه لغزندگى و دگرگونى است رابطهء گذشته و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 171 | مرتضى مطهرى