تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 945

مساهمون:

ص٩٤٥
سؤال : مسأله‌اى كه مورد اختلاف شيعه و سنى است همان موضوع ولايت و خلافت است كه فرموديد و اين متأسفانه بين اكثر شيعه‌هايى كه اطلاعى از مقام امامت ندارند هست و اين ايراد را مىگيرند كه چطور كلمهء ولايت ذكر شده و كلمهء خلافت در قرآن نيست و خلافت غير از ولايت است . اين بود كه بنده در جستجو بودم كه ببينم « مولا » را خليفه هم ترجمه كرده‌اند يا خير . در المنجد ديدم كه يكى از معانى مولا را خليف نوشته است . در اين صورت ، اين اشكالى كه مىكنند به نظر بنده رفع مىشود منتها چون « خليف » ذكر مىكند ، خواستم ببينم كه خليفه صحيح است يا خليف ؟ البته در قرآن « خليفه » آمده است . جواب : اينطور نيست . البته ما در قرآن كلمهء خليفه به اين تعبير نداريم ولى در احاديثى كه شيعه روايت كرده‌اند كلمهء خليفه زياد آمده . كلمهء خيلى مهمى نيست كه ما بخواهيم سر كلمهء خليفه [ بحث كنيم ] . - خليفة الله . . . استاد : خليفة اللّه يك مسأله است و خليفهء پيغمبر مسألهء ديگر . خليفه يعنى جانشين . ما نبايد اصرار داشته باشيم كه آيا اين لفظ در قرآن يا سنت راجع به پيغمبر آمده يا نيامده ، صحبت از معنى اين مطلب است . معنىاش آمده ، خواه لفظش آمده باشد و خواه نيامده باشد . اما اينكه شما فرموديد معنى كلمهء مولا « خليف » باشد ، معنايش اين نيست . من خيال مىكنم شما اشتباه فرموده‌ايد ، در آنجا خليف نيست و « حليف » است . حليف يعنى همقسم ، چون يكى از معانى مولا ، ناصر و ياور است و عربها گاهى با همديگر همقسم مىشدند ، قبائل همقسم مىشدند كه به آنها مىگفتند حلفا ، يا دو نفر همقسم مىشدند كه هر يك از آن دو را « حليف » مىخواندند . وقتى كه همقسم مىشدند يار و ياور يكديگر بودند . بنابراين كلمهء مولا اگر به معنى حليف آمده ، باز معناى ياور را مىدهد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 945 | مرتضى مطهرى