تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
اصل انتخاب و تعيين جانشين ( و نه شكل انتخاب ) براى هميشهء جامعهء اسلامى چگونه است ، يعنى آيا از پيش گفته بودند كه بر طبق وحى خدايى فقط دوازده امام با اين خصوصيات كه معصومند و . . . مىآيند و بعد از آن در دورهء غيبت مثلا بايد به صورت انتخاب باشد ؟ آيا اينها تصريح شده ؟ اين استنباط خود ماست كه چون اكنون امام دوازدهم حضور ندارد ، مىگوييم بايد [ در رأس حكومت ] مجتهد جامع الشرائط باشد يا نباشد . ولى قرآن بايد يك دستور العمل اساسى براى مسلمين بدهد كه [ پس از پيغمبر ابتدا ] عده‌اى را كه معصومند اختصاصا بر شما حاكم مىكنيم ، بعد از آن شما بايد به مشورت خودتان [ كسى را انتخاب كنيد ] يا فقيه شما حكومت كند . اين قضيه هم بعد از امام يازدهم لا ينحل مىماند و باز دچار اشكالات و اختلاف نظرهاى بسيار است . اين مسأله به چه صورت از نظر ما شيعه حل مىشود ؟ جواب : مقدارى از اينها را ما در جلسات پيش عرض كرديم . باز شما مسأله را گردانديد تنها به مسألهء حكومت . اين را ما در هفته‌هاى پيش عرض كرديم كه مسألهء حكومت غير از مسألهء امامت است و از نظر شيعه مسألهء حكومت در زمان امام نظير مسألهء حكومت است در زمان پيغمبر ، يعنى حكم استثنايى دارد . همانطور كه در زمان پيغمبر اين مسأله مطرح نيست كه با وجود پيغمبر تكليف مسألهء حكومت چيست ، با فرض وجود و حضور امام در سطحى كه شيعه بدان قائل است نيز مسألهء حكومت يك مسألهء فرعى و طفيلى است . اگر بخواهيم مسألهء حكومت را به طور مجزا مطرح كنيم مسألهء علىحده‌اى است كه در زمان عدم وجود امام ( كه چنين زمانى نداريم ) يا عدم حضور امام مطرح است و البته يك مسألهء اساسى هم هست . و لهذا ما منكر « امْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ » نيستيم اما « امْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ » در كجا ؟ آيا در امرى كه نصّى از قرآن رسيده و تكليفش روشن است ؟ در آنها كه نيست ، بلكه در مواردى است كه مربوط به حكمى از احكام الهى نيست و دستورى درباره‌اش نرسيده است . اما آن قضايايى كه فرموديد در كتاب حكومت در اسلام نوشته شده . البته من استقصاى كامل نكرده‌ام . متأسفانه در آن كتاب اولا مسائل تا حدود زيادى يك طرفه نوشته شده يعنى فقط يك قسمت از دلائل نوشته شده و ادلّهء مخالف اين دلائل هيچ نوشته نشده و اين ، عيب بزرگى است زيرا انسان اگر مىنويسد بايد همه را بنويسد و بعد ببيند از ميان همهء دلائل آيا اينها را بايد گرفت يا آنها را ؟ اينها معتبر است يا آنها ؟