تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤
يا نه ؟ و همچنين آيا قرآن كريم اين موضوع را در جاهاى مختلف ذكر كرده است يا نه ؟ در مورد مطلب دوم ، حرف ما همين است كه اين مسأله يك مسأله تاريخى است . حتى بسيارى از اهل تسنن قبول دارند كه پيغمبر اكرم اين مطلب را در جاهاى متعدد بيان كرده است ، تنها در غدير خم نبوده و اين را در كتابهاى امامت نوشته‌اند . جملهء « انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى » را حضرت در [ جريان ] تبوك فرمود . و يا جملهء « لاعطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله » را كه مقام على ( ع ) را تثبيت مىكند ، حضرت در خيبر بيان نمود . حتى در اوايل بعثت بود كه خطاب به قريش فرمود : هر كس از شما اول كسى باشد كه با من بيعت مىكند ، او وصى و وزير و حتى وصى و وزير و خليفهء من خواهد بود [ و چنين شخصى على ( ع ) بود ] . قرآن هم همين طور است ، در يك جا و دو جا نيست . تنها مسأله‌اى كه هست و اتفاقا اين نيز در كتاب خلافت و ولايت طرح شده ، اين است كه چرا قرآن كريم اسم نبرده است ؟ چون به عقيده ما كه قائليم در قرآن تحريفى صورت نگرفته يعنى چيزى از آن كم و يا بدان افزوده نشده است ، هيچ‌گاه اسم حضرت على به صراحت نيامده بوده است . براى اين مسأله دو جهت بيان كرده‌اند . يكى - كه در همين كتاب آقاى محمد تقى شريعتى آن را خوب توضيح داده‌اند - اينكه قرآن يك راه و روشى دارد و آن اين است كه در موضوعات هميشه مىخواهد مطلب را به صورت اصل بيان كند نه به صورت فردى و شخصى ، و اين خودش يك مزيتى است در قرآن . مثلا در مسألهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
كفار به اين دليل مأيوس شدند كه هميشه مىگفتند تا اين ( پيغمبر ) هست نمىشود كارى كرد ، وقتى بميرد ديگر تمام مىشود . اين ، آخرين نقطهء اميد مخالفين پيغمبر بود . وقتى كه ديدند پيغمبر اكرم تدبير بقاء امت را هم كرد كه بعد از من تكليف چيست ، مأيوس شدند . مطلب ديگر - كه اين را نيز سنّيها هم نوشته‌اند - اينكه پيغمبر اكرم در روزهاى آخر عمرش آن نگرانى « وَ اخْشَوْنِ » را كه در آيهء قرآن هست داشت ، يعنى نگرانى از وضع آيندهء امت را از داخل امت داشت . حديثى را كه نقل مىكنم سنيها هم نقل كرده‌اند كه ابو مدلّه غلام عايشه مىگويد در شبهاى آخر عمر پيغمبر اكرم ، نيمه‌هاى شب بود كه ديدم پيغمبر ( ص ) از اتاق خودش تنها بيرون آمد . هيچ كس بيدار نبود . رفت به طرف بقيع . من چون ديدم پيغمبر تنها دارد مىرود ، با خودم گفتم پيغمبر را تنها
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 904 | مرتضى مطهرى