دستور پيغمبر چيست . اين خيلى فرق دارد كه كارى كه به هر حال آن را انجام مىدادند توجيهش در خارج اينطور باشد ( نه اينكه در واقع اينطور بود ) كه بگويند [ آنها كه مرتكب اين خطا شدند ] خيال مىكردند مقصود پيغمبر اين بوده و در نتيجه گفتهء پيغمبر را به اين صورت توجيه كردند و يا اينكه بگويند نصّ آيهء قرآن با اين صراحت را كنار گذاشتند يا قرآن را تحريف كردند .
سؤال : سؤالى را كه آقاى دكتر . . . مطرح كردند ، به اين صورت مطرح مىكنم كه درست است كه در قرآن بايد اصل گفته شود ولى اصل جانشينى و حكومت در اسلام كه مسلّما خيلى اهميت دارد مىبايست نه به عنوان اينكه [ قرآن ] اسمى آورده باشد بلكه به عنوان دستور العمل خيلى تصريح مىشد و مثلا وحى مىشد به پيغمبر كه تو بايد جانشينت را تعيين كنى و او نيز جانشين بعد را و همين طور تا آخر ، يا انتخاب جانشين با مشورت باشد يا به صورت انتخاب باشد . يعنى دستور العمل جانشينى ، براى اسلام كه دينى بود كه مىبايست حكومت مىكرد و حاكم لازم داشت ، مسألهء سادهاى نبود كه به حال خودش رها بشود و تصريح نشود . قضيه اين نيست كه اسم حضرت على آورده بشود يا آورده نشود ، بلكه با توجه به اينهمه اختلاف كه دربارهء نحوهء جانشينى و حكومت هست ، بايد دستورالعملى تعيين مىشد كه اى پيغمبر ! بر توست كه جانشين خودت را تعيين كنى . حالا ممكن بود راجع به اينكه جانشين كيست تفسيرات مختلف كنند ولى اين ديگر قطعى بود كه جانشين را پيغمبر خودش تعيين كرده بود و به عهدهء مشورت مسلمين نبود . همچنين آيا جانشين پيغمبر بايد خليفهء بعدى يا امام بعدى را تعيين مىكرد يا بايد يك عدهاى انتخاب مىكردند يا مشورت مىكردند ؟ اين قضيه از نظر قرآن آنطور كه من مىدانم مبهم مانده و به هر حال در اين مورد دستور العمل تصريحشدهاى نداريم .
دوم آنكه من چندى پيش كتابى راجع به حكومت در اسلام خواندم . در آن كتاب نقل قولهاى زيادى از خود حضرت على و ديگران شده بود كه اين امر [ يعنى خلافت ] امرى است مربوط به مسلمين ، و مسلمين بايد نظر بدهند ، اهل حلّ و عقد بايد نظر بدهند ، امر خلافت امر من نيست ، آنها بايد مشورت كنند و نظر و رأى بدهند . و دلائل خيلى زيادى جمع كرده بود در تأييد اينكه مسألهء حكومت در اسلام يك امر انتخابى است و نه اينكه يك فرد جانشين خودش را تعيين كند . خواستم ببينم راجع به اين گفتهها چه نظرى هست ؟
سوم اينكه به فرض كه اين دوازده امام به عنوان جانشين يكى بعد از ديگرى تعيين شدهاند ( حالا يا به وحى خدايى و يا به صورت ديگر ) ، تكليف قطعى به عنوان يك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 906
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٠٦