تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 903

مساهمون:

ص٩٠٣
فرمود من حاضرم بپذيرم ولى به كتاب خدا و سنت رسول عمل مىكنم . سيره شيخين را كنار گذاشت . بعد رفت سراغ عثمان و همين سخن را گفت . عثمان گفت بله من حاضرم به كتاب خدا ، سنت رسول و سيره شيخين عمل كنم ، با اينكه به قول آقاى محمد تقى شريعتى ، عثمانى كه گفت من به سيره شيخين رفتار مىكنم اتفاقا به سيرهء شيخين رفتار نكرد . اگر مقايسه كنيم ، سيره امير المؤمنين چون با سيره پيغمبر يكى بود ، به سيره شيخين هم شبيه‌تر بود چون شيخين تا حد زيادى سيره پيغمبر را عمل مىكردند . ولى امير المؤمنين براى اينكه اگر الآن اين شرط را قبول كند انحرافاتى را هم كه در دوره شيخين پيدا شده امضا كرده است و ديگر نمىتواند با آنها مبارزه كند ، آن شرط را نمىپذيرد . مثلا مسأله تفاضل يعنى از بين بردن تساوى و فرق گذاشتن ميان مهاجرين و انصار و غير اينها در زمان عمر تأسيس شد و امير المؤمنين با آن سخت مخالف بود . اگر مىگفت من به سيره شيخين عمل مىكنم مجبور بود آنچه را كه در زمان عمر پيدا شده تثبيت كند و حال آنكه نمىخواست تثبيت كند . دروغ هم كه نمىخواست بگويد كه امروز بگويد عمل مىكنم و فردا زيرش بزند . اين بود كه گفت نمىخواهم . بنابراين وقتى كه على ( ع ) بعد از عمر حاضر نيست به مردم بگويد كه من به سيره اين دو خليفه كه انحرافات زمان آنها خيلى كمتر بود عمل مىكنم ، [ طبيعى است كه ] بعد از عثمان كه اوضاع به كلى دگرگون شده بود و به قول خودش آينده داشت چندين چهره نشان مىداد و مردم نيز مىخواستند كه على ( ع ) آن طورى كه آنها دلشان مىخواهد عمل كند ، به ايشان بگويد كه من اگر حكومت را در دست بگيرم ، آن طورى كه خودم مىفهمم عمل مىكنم نه آن گونه‌اى كه شما دلتان بخواهد . پس [ اين سخنان امير المؤمنين ] نه معنايش اين بود كه حضرت [ حكومت را ] رد كرد ، بلكه مىخواست اتمام حجت كامل كرده باشد . سؤال : ما مىبينيم در خود قرآن تأكيد زيادى شده بر اتحاد . با توجه به اهميت مسأله امامت و حضرت امير ، چطور شده كه اين موضوع در قرآن به طور صريح ذكر نشده و چرا خود پيغمبر در مواقع متعددى اين موضوع را بيان نفرمودند ؟ جواب : اين ، دو مطلب است . يكى اينكه چرا اين موضوع در قرآن به طور صريح ذكر نشده و ديگر اينكه آيا پيغمبر اكرم اين موضوع را در مواقع متعددى بيان فرمود