ديگر تأكيدى از اين بالاتر نمىشود : مالك اساسى همهء ملكها و قدرتها تو هستى و به هر كه ملك بدهى تو مىدهى و از هر كه منتزع بكنى تو مىكنى و به هر كه عزت بدهى تو مىدهى ، از هر كه عزت بگيرى و ذلت بدهى تو مىدهى ، خير منحصرا در دست توست و تو بر همه چيز توانا هستى .
اين آيه از اين نظر متشابه است كه آن را چند گونه مىشود پياده كرد . همين قدر مىگويد كه همه چيز به مشيت الهى است ، و اين ، دو جور ممكن است باشد ، يكى اينكه در مشيت الهى هيچ چيزى شرط هيچ چيز نيست ، كما اينكه بعضى همين طور نتيجهگيرى غلط كرده و گفتهاند بنابراين ممكن است تمام شرايطى كه ما آنها را شرايط عزت مىناميم پيدا بشود ولى به دنبال آن به جاى عزت ذلت بيايد ، و ممكن است تمام شرايطى كه ما آنها را شرايط ذلت مىناميم حاصل شود اما پشتسر آن عزت بيايد ! در سعادت دنيا و سعادت آخرت هيچ چيزى شرط هيچ چيز نيست چون همه چيز به مشيت الهى است ! در نتيجه ممكن است يك قومى يا يك فردى در دنيا به سعادت كامل نائل بشود بدون هيچ مقدمهاى ، يا به بدبختى كامل برسد بدون هيچ مقدمهاى ، و يا در آخرت يك قومى به اعلى علّيّين برده شوند بدون هيچ شرط و مقدمهاى و قوم ديگرى در قعر سجّين فرو بروند بدون هيچ مقدمهاى . متأسفانه بعضى از مسلمين كه به آنها اشاعره مىگويند همين استفاده را از اين آيه كرده و گفتهاند هيچ مانعى ندارد كه پيغمبر خدا برود به جهنم و ابو جهل برود به بهشت چون خدا گفته همه چيز به مشيت الهى است ! ولى اين يك نوع پياده كردن غلط است . آيه فقط مىگويد همه چيز به مشيت الهى است اما كيفيت جريان مشيت را بيان نكرده و نگفته است كه مشيت الهى كه سعادت و شقاوت و عزت و ذلت به مشيت اوست ، چگونه كار مىكند . پس اين آيه را چند گونه مىتوان پياده كرد . ولى وقتى ما به آيات ديگر قرآن مراجعه مىكنيم ، آنها آيات مادر مىشوند و اين آيه را تفسير مىكنند . مثلا اين آيه در كمال صراحت مىگويد :
« ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
( 1 ) . يا آيهء ديگر كه از يك نظر اعمّ است مىگويد :
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
( 2 ) .
هامش
( 1 ) . انفال / 53 .
( 2 ) . رعد / 11 .