آيهء « اليوم يئس . . . » و مسألهء امامت
در جلسهء گذشته عرض كرديم كه اساس فكر شيعه در مسألهء امامت با فكر اهل تسنن مختلف است و اين دو فكر از ريشه با يكديگر اختلاف دارند . لهذا به اين صورت دربارهء اين مسألهء بحث كردن كه ما قائل به امامتيم ، آنها هم قائل به امامت ، ولى شرايط امامت از نظر ما و آنها متفاوت است ، اساسا درست نيست . چون آن چيزى كه شيعه به نام امامت معتقد است ، غير از آن چيزى است كه آنها به نام امامت معتقدند . كما اينكه مسألهاى كه به اين شكل طرح مىشود كه آيا امامت به نصّ است يا به شورا يعنى آيا امام را پيغمبر بايد تعيين كرده باشد يا مردم بايد او را انتخاب كنند نيز به اين صورت صحيح نيست ، زيرا آنچه شيعه در باب امامت مىگويد و مىگويد به نصّ است ، غير از آن چيزى است كه اهل تسنن مىگويند و مىگويند به شوراست . نه اينكه دربارهء يك چيز بحث مىكنند و يكى مىگويد آن چيز به نصّ است و ديگرى مىگويد همان چيز به شوراست . در واقع بايد چنين گفت كه در نظر شيعه مسألهاى به نام امامت مطرح است كه اهل تسنن از اساس آن را قبول ندارند نه اينكه در شرايطش با آنها اختلاف دارند . درست مثل مسألهء نبوت است در مقابل منكرين نبوت . شيعه امامت را در سطحى آنچنان بالا مىبرد كه قهرا اگر كسى آن فرضيه را پيش بكشد و قبول كند ، نمىتواند قبول نكند امام بايد از طرف خدا تعيين شده باشد . همين طور كه